ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٢١ - گفتارى در مورد صدّ و حصر
جايز است آنچه را كه بر او حرام شده بود بر خود حلال كند، به اينكه در همان جا يك گاو يا گوسفند سر ببرد يا يك شتر نحر كند و احتياط آن است كه با اين قربانى نيّت تحلّل (و در حلاليّت قرار گرفتن نسبت به محرمات احرام) نمايد. و همچنين احتياط آن است كه تقصير كند؛ پس همه چيز حتى زنها بر او حلال مىشوند.
مسأله ٣- اگر با احرام عمره داخل مكه معظّمه شود و دشمن يا غير دشمن او را از اعمال عمره جلوگيرى كند حكم او همان است كه گذشت؛ پس به آنچه كه ذكر شد مُحل مىشود، بلكه اگر او را از طواف يا سعى منع كند، بعيد نيست كه همين حكم را داشته باشد. و اگر ظالمى او را زندانى كند يا براى بدهى كه نمىتواند آن را ادا كند به زندان بيفتد حكمش همانگونه است كه گذشت.
مسأله ٤- اگر براى ورود به مكه يا براى انجام اعمال، محرم شود و ظالمى مالى از او بخواهد كه مىتواند آن را ادا كند واجب است پرداخت كند، مگر آنكه موجب حرج باشد.
و اگر توانايى بر آن ندارد يا موجب حرج بر او باشد ظاهر اين است كه وى در حكم مصدود مىباشد.
مسأله ٥- اگر برايش راهى به مكه غير از آنچه كه از آن مصدود شده است باشد و مخارج رفتن از آن راه را داشته باشد، در احرام باقى مىماند و واجب است به حج برود، پس اگر حج از او فوت شود بايد عمره مفرده به جا آورد و مُحل شود. و اگر در همين فرض، ترس نرسيدن به حج را داشته باشد با عملى كه مصدود انجام مىدهد مُحل نمىشود، بلكه چارهاى از ادامه ندارد و بعد از آنكه حج از او فوت شد، با عمره مفرده مُحل مىشود.
مسأله ٦- مصدود شدن از حج به اين است كه به خاطر مصدود شدن، به دو وقوف (عرفات و مشعر) نرسد؛ نه به اختيارى آنها و نه به اضطرارى آنها، بلكه مصدود شدن از حج تحقق پيدا مىكند به نرسيدن به چيزى كه با فوت آن، حج فوت مىشود، هرچند از روى علم و عمد نباشد، بلكه ظاهراً تحقق پيدا مىكند به اينكه بعد از وقوفين، او را از اعمال منى و مكه و يا يكى از آنها منع كنند و نايب هم نتواند بگيرد. البته اگر همه اعمال را