ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٥٣ - گفتارى درباره وصيت به حج
مسأله ٤- در صورت عدم رضايت ورثه يا بودن قاصر در بين آنان، واجب است به اجير گرفتن كسى كه از ديگران اجرت كمترى مىگيرد بسنده شود. و براى ورثه كبير احتياط (واجب) آن است كه كسى را كه مناسب حال ميّت و شخصيّت او است اجير نمايند.
مسأله ٥- اگر وصيت كند و يك مرتبه يا چند مرتبه مشخص را معيّن كند همان متعيّن است. و اگر معيّن نكرده باشد يك حج كفايت مىكند، مگر اينكه قرينهاى باشد كه قصد او تكرار مىباشد. و اگر وصيت به ثلث مال نمايد و جز حج را معيّن ننمايد، بعيد نيست كه صرف تمام ثلث در حج لازم باشد. و اگر وصيت به تكرار حج نمايد، دومرتبه كفايت مىكند مگر اينكه قرينهاى بر بيشتر از دو مرتبه باشد. و اگر در مورد حج واجب وصيت كند و شخص معيّنى را به عنوان اجير تعيين نمايد همان متعيّن است، پس اگر او جز با بيشتر از اجرت المثل قبول نمىكند مقدار زايد، در صورت امكان از ثلث داده مىشود وگرنه وصيت باطل است و شخص ديگرى با اجرت المثل اجير گرفته مىشود، مگر اينكه ورثه اذن بدهند و همچنين است در نظائر اين مسأله. و اگر در مورد حج مستحبى (اين چنين) وصيت نمايد از ثلث برداشت مىشود پس اگر (شخص مورد وصيت) به جز با زيادتر از ثلث قبول نمىنمايد اين وصيت باطل است، و در اين صورت اگر وصيت به صورت تعدد مطلوب بوده است، بايد ديگرى از ثلث اجير گرفته شود و اگر به صورت تعدد مطلوب نباشد، (به طور كلّى، وصيت) باطل است.
مسأله ٦- اگر وصيت كند مقدار معيّنى را در چند سال مشخص به مصرف حج برسانند و براى هر سال (هم) مقدارى را تعيين نمايد و اتفاقاً اين مقدار براى حج هر سال كفايت نكند، بايد سهميه دو سال را در يك سال يا مثلًا سهميه سه سال را در دو سال و به همين منوال صرف نمود. و اگر از مصرف آن سالها مقدارى زياد بيايد كه براى يك حج و لو حج ميقاتى كفايت نكند بهتر آن است كه آن را در موارد كارهاى خير مصرف نمايند. و اگر آنچه را كه وصيت كرده حج بلدى باشد و امر دائر شود بين اينكه اجرت مثلًا دو سال براى حج يك سال قرار داده شود (و حج بلدى به جا آورده شود) و بين اينكه با همين مقدار تعيين