ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٢٣ - احكام شكّ
اما اگر قبل از داخل شدن در ركوع باشد، داراى صورى است كه مجال بيان آنها نيست.
مسأله ٦- اگر بعد از ايستادن براى ركعت سوم، بداند كه تشهد را نخوانده است، و ليكن نداند كه آيا سجده را هم ترك كرده است يا نه، بعيد نيست كه اكتفا به خواندن تشهد جايز باشد و احتياط (مستحب) آن است كه علاوه بر اين، نماز را هم اعاده نمايد.
احكام شكّ
شكّ يا در اصل نماز است و يا در اجزاى آن و يا در ركعتهاى آن:
مسأله ١- كسى كه در نماز شك كند به اين صورت كه نداند نماز را خوانده است يا نه، چنانچه شكّش بعد از گذشتن وقت نماز باشد به شك اعتنا نمىكند و بنا را بر خواندن نماز مىگذارد. و اگر قبل از گذشتن وقت باشد، نماز را مىخواند. و ظن (گمان) به خواندن و نخواندن نماز در اينجا در حكم شك است.
مسأله ٢- اگر بداند كه نماز عصر را خوانده است و نداند كه آيا نماز ظهر را هم خوانده يا نه، احتياط (واجب) بلكه اقوى آن است كه خواندن نماز ظهر واجب است، حتى در جايى كه از وقت به جز مقدار مخصوص به نماز عصر باقى نمانده باشد. البته اگر از وقت، به جز اين مقدار (وقت خاص نماز عصر) باقى نباشد و بداند كه نماز عصر را نخوانده است و نسبت به خواندن نماز ظهر در شك باشد، بايد نماز عصر را بخواند و به شك در نماز ظهر اعتنا نكند (و بنا را بر خواندن نماز ظهر بگذارد) ولى اگر در همين صورت، در خواندن نماز عصر شك داشته باشد، بايد نماز عصر را (در همين وقت خاص خودش) بخواند و احتياط (واجب) آن است كه نماز ظهر را قضا نمايد. و همچنين است حكم اين صورى كه گذشت نسبت به نماز مغرب و عشا.
مسأله ٣- اگر شك كند كه وقت باقى مانده است يا نه، حكم به بقاى وقت مىشود.
مسأله ٤- اگر در اثناى نماز عصر شك كند كه آيا نماز ظهر را خوانده است يا نه، چنانچه در وقت خاص عصر است، بنا را بر خواندن نماز ظهر مىگذارد و اگر در وقت مشترك (بين نماز ظهر و عصر) باشد، بنا را بر نخواندن نماز ظهر مىگذارد و از