ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٥٤ - سخن در مورد قسم دوم دفاع مكلف از خودش و مانند آن است
دست دفع نمىشود بايد به آن اكتفا نمايد و اگر با عصا دفع مىشود به آن اكتفا نمايد و اگر با شمشير دفع مىشود، در صورتى كه دفع او، با ايجاد جراحت در او ممكن باشد بايد به همان اكتفا نمايد. و اگر دفع او جز با كشتن ممكن نيست به هر وسيله كشنده، (قتل او) جايز است. و البته مراعات ترتيب در صورتى واجب است كه ممكن باشد و فرصت داشته باشد و ترسى از غلبه مهاجم نباشد، بلكه اگر با رعايت ترتيب، ترس فوت وقت و غلبه دزد باشد، (رعايت ترتيب) واجب نيست و توسل به چيزى كه قطعاً او را دفع مىنمايد جايز است.
مسأله ٧- اگر از حد لازم تجاوز نكند و بر مهاجم نقص مالى يا بدنى يا قتل واقع شود، هدر مىباشد و ضمانى بر فاعل نيست.
مسأله ٨- اگر از آن حدّى كه به نظر خودش، و واقعاً در دفع او كافى است تجاوز كند، بنابر احتياط (واجب) ضامن مىباشد.
مسأله ٩- اگر از طرف مهاجم- چه به مباشرت يا به تسبيب- نقصى بر مدافع واقع شود، (مهاجم) ضامن جرح يا قتل يا مال و مانند آن مىباشد.
مسأله ١٠- اگر بر او هجوم آورد كه او را به قتل برساند يا بر حريمش هجوم كند، واجب است دفاع نمايد و لو اينكه بداند كه كشته مىشود، چه رسد به اينكه كمتر از كشته شدن باشد؛ و چه رسد به اينكه گمان يا احتمال (كشته شدن) بدهد. و اما (در مورد) مال، واجب نمىباشد؛ بلكه احتياط (واجب) آن است كه در صورت احتمال قتل- چه رسد به اينكه آن را بداند- تسليم شود.
مسأله ١١- اگر با فرار و مانند آن خلاصى از كشتار ممكن باشد احتياط (واجب) آن است كه با فرار تخلص پيدا كند، بنا بر اين اگر به حريم او هجوم آورد و به يك نحوى غير از كشتار، خلاصى ممكن باشد، احتياط (واجب) تخلص به همان نحو است.
مسأله ١٢- اگر به هدف قتل او يا حريمش هجوم بياورد مقاتله با او واجب است و لو اينكه بداند كه مقاتله در دفع او فايدهاى ندارد؛ و براى شخص تسليم شدن جايز نيست،