ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤١٧ - گفتارى در مورد انفال
است. البته اگر معلوم باشد كه در حال فتح، آباد بوده و بعد از آن، حالت موات بر آن عارض شده است پس در اينكه از انفال است يا بر ملك مسلمين باقى مىباشد- مانند زمينى كه فعلًا آباد است- ترديد و اشكال است كه دومى آنها خالى از رجحان نيست.
و از آن جمله است: سواحل درياها و كنارههاى نهرها، بلكه هر زمينى كه صاحب نداشته باشد- البته اطلاق آن اشكال دارد، اگر چه خالى از قرب نمىباشد- اگر چه موات نباشد و بدون زحمت و تكلّف قابل استفاده باشد، مانند جزائرى كه در دجله و فرات و مانند آنها بيرون مىآيد.
و از آن جمله است: سر كوهها (ارتفاعات و قلهها) و آنچه كه از گياه و درختها و سنگها و مانند آنها در آنها مىباشد، و عرصه وادىها و «آجام» و آن زمينهايى است كه به نى و درختان پوشانده شده است. و در اين سه، بين آنكه در زمين امام عليه السلام باشد يا در مفتوح عنوةً يا در غير اينها باشد فرقى نمىكند؛ البته آنچه كه ملك شخصى باشد سپس مثلًا نيزار شود بر آنچه كه بوده است باقى مىماند (و ملك صاحبش مىباشد).
و از آن جمله است: آنچه كه مال (اختصاصى) شاهان بوده است از زمينها و چيزهاى برگزيده.
و از آن جمله است: غنيمت ممتاز و برجسته، مانند اسب سوارى نجيب و لباس گرانقيمت و شمشير بُرنده و زره فاخر و مانند اينها.
و از آن جمله است: غنيمتهايى كه با اذن امام عليه السلام نباشد.
و از آن جمله است: ارث كسى كه وارثى نداشته باشد.
و از آن جمله است: معدنهايى كه به تبع زمين يا به واسطه احياى آن، ملك مالك خاصى نباشد.
مسأله ١٤- ظاهر آن است كه همه انفال در زمان غيبت (حضرت مهدى ٧) براى عموم شيعه مباح مىباشد، به صورتى كه حكم ملك بر آن جريان دارد بدون آنكه بين غنى و فقير شيعه فرقى باشد، مگر در مورد ارث كسى كه وارثى ندارد؛ زيرا احتياط (واجب) اگر اقوى