ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٧٥ - كتاب عاريه
از اين از قابليّت عاريه دادن، خارج شود- مثل اينكه ديوانه شود- عاريه دوم به حال خودش باقى مىماند.
مسأله ١٤- اگر عين، با فعل گيرنده عاريه تلف شود، چنانچه به سبب استعمالى باشد كه در آن مأذون بوده بدون آنكه از حد متعارف، تعدّى نموده باشد، ضمانى بر او نيست. و اگر به سبب ديگر باشد ضامن آن مىباشد.
مسأله ١٥- عاريهگيرنده فقط با برگرداندن عين عاريهاى به مالك آن يا وكيل يا ولىّ او از عهده (و ضمان) آن بيرون مىآيد. و اگر آن را به محل حفظ و حراست آن، كه (اين عين عاريه) در آن بوده، برگرداند بدون يد مالك و اذن او، برائت پيدا نمىكند، مانند اينكه چهارپا را بدون اذن مالك به اصطبل برگرداند و در آنجا ببندد، سپس تلف شود، يا شخصى آن را تلف كند.
مسأله ١٦- اگر از غاصب، عينى را عاريه بگيرد، پس اگر غصبى بودن آن را نداند، قرار ضمان بر غاصب آن است، پس اگر در دست عاريهگيرنده يا بعد از وقوع دستش بر آن- هرچند كه فعلًا در دستش نباشد تلف شود، مالك حق دارد به هر كدام از غاصب و مستعير رجوع كند و عوض مالش را بگيرد، پس اگر به گيرنده عاريه رجوع نمايد او به غاصب رجوع مىكند و اگر به غاصب رجوع كند، او حق رجوع به گيرنده عاريه را ندارد.
و همچنين است نسبت به عوض منفعتى كه مستعير آن را استيفا كرده و منافع ديگرى كه در ضمان او از بين رفته است، كه اگر مالك در مورد آنها به عاريهگيرنده رجوع نمايد او به غاصب رجوع مىكند، نه در عكس آن (كه اگر به غاصب رجوع نمايد او حق رجوع به مستعير را ندارد). و اما اگر مستعير، غصبى بودن را مىدانسته، اگر مالك به او مراجعه كند، مستعير حق رجوع به غاصب را ندارد، بلكه مطلب بر عكس است كه اگر مالك به غاصب رجوع نمايد در صورتى كه در دست مستعير تلف شده باشد، غاصب به مستعير مراجعه مىكند. و بعد از آنكه عاريهگيرنده، علم به غصبيت پيدا كرد- جايز نيست عين را به غاصب برگرداند، بلكه واجب است آن را به مالك برگرداند.