ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٦٦ - كتاب جعاله
رفتن بر كوههاى مرتفع و ساختمانهاى بلند، و پريدن از جايى به جايى در صورتى كه اغراض عقلايى در آنها نباشد.
مسأله ٣- چنان كه اجير شدن بر واجبات عينى، بلكه بنابر احتياط (واجب) بر واجبات كفايى- بنابر تفصيلى كه در كتاب اجاره گذشت- صحيح نيست، جعاله نيز همانند اجاره، بر آنها صحيح نمىباشد.
مسأله ٤- در جاعل، صلاحيت اجاره نمودن از جهت بلوغ و عقل و رشد و قصد و اختيار و محجور نبودن معتبر است. و اما در عامل، چيزى معتبر نيست، مگر امكان انجام دادن كار به طورى كه عقلًا يا شرعاً مانعى از آن نداشته باشد، پس اگر جعاله را بر جارو كردن مسجد قرار دهد، حصول آن شرعاً از جنب و حائض ممكن نيست، پس اگر آنها مسجد را جارو كنند، براى اين كار مستحق چيزى نمىشوند. و در عامل، نافذ بودن تصرف معتبر نيست، پس جايز است عامل، بچه مميّز باشد، اگر چه به غير اذن ولىّ باشد، بلكه و اگر چه مميّز نباشد يا ديوانه باشد بنابر اظهر، پس همه اينها با كارشان مستحق جعل مقرر مىشوند.
مسأله ٥- در جعاله جايز است كه كار مجهول باشد به آن قدرى كه در اجاره مغتفر نيست، پس اگر بگويد: «كسى كه چهارپايم را برگرداند براى او چنين است» صحيح است؛ اگر چه مسافت را معيّن نكند و اگر چه مشخصات چهارپا را ذكر نكند، با اينكه چهارپاها در آسانى و سختى پيدا كردن آنها شديداً اختلاف دارند. و همچنين جايز است جعاله را بر مردّد واقع سازد؛ چه با يكى بودن جعل، مثل اينكه بگويد: «كسى كه اسبم يا الاغم را برگرداند براى او چنين است»، يا با اختلاف جعل، مثل اينكه بگويد: «كسى كه اسبم را برگرداند براى او ده مىباشد، و كسى كه الاغم را برگرداند برايش پنج مىباشد». البته بر مجهول و مبهم صرف، به طورى كه عامل نتواند آن را تحصيل كند جايز نيست، مثل اينكه بگويد: «كسى كه چيزى را كه از من گم شده برگرداند، برايش چنين است» يا «كسى كه حيوانى را كه از من گم شده برگرداند، برايش چنين است» و به هيچ وجهى آن را تعيين نكند. همه اينها در عمل بود. و اما عوض بايد از جهت جنس و نوع و وصف، بلكه (از