صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٩ - لزوم پرهيز از تضعيف مسئولين
ارتش است، فرمانده ارتش است اگر گفتند فلان كار را كرده مُچش را بگيريد كه دليل شما بر اين مطلب چه است؟ آن كه در رأس دادگاهها هست اگر به او اشكال كردند مچشان را بگيريد بگوييد دليلت بر اين مطلب چه است؟ آن وقت خواهيد فهميد كه دليلى در كار نيست. فقط اين است كه تبليغات است، كه مىخواهند شخصيتها را بشكنند، و مىخواهند نتيجه از آن بگيرند. و مع الأسف ملت ما توجه به اين مسأله، بسياريشان كم دارند. به اين تبليغات سوئى كه نسبت به بعضى از اين روحانيون كه مشغول خدمت به اين ملت هستند، نسبت به اينها مىكنند باور مىكنند. اشخاصى را كه من بيش از بيست سال است مىشناسم و مىدانم چه اشخاصى هستند لكهدار مىكنند. اينها از عيوبى است كه در كشور ما هست. اشخاصى كه در ارتش الآن دارند خدمت مىكنند، در ژاندارمرى خدمت مىكنند، در پاسدارى دارند خدمت مىكنند، در بسيج دارند خدمت مىكنند، كميتههايى كه دارند خدمت مىكنند، همه اينها الآن خدمتگزار هستند، البته در هر قشرى و جمعيتى پيدا مىشوند بعض اشخاص غير صالح. نبايد ما اگر در يك جمعيتى يك آدم غير صالح پيدا شد تمام آن گروهها را بكوبيم. نبايد ما بدون دليل و بدون شاهد يك مطلبى را قبول بكنيم. بعضى از فلاسفه مىگويند كه كسى كه بىدليل يك مطلبى را قبول بكند از فطرت انسانى خارج شده است. [١] و صحيح است. انسان نمىتواند به حسب فطرتش يك مطلبى را كه مىشنود همين طورى خودبخود قبول كند. اشخاصى كه مىخواهند الآن شخصيتهايى كه در اين مملكت مشغول خدمت و در رأس كار هستند از نظر مردم بيندازند، اينها نظرشان به اين است كه اين كشور را تهى كنند از شخصيات و از اشخاص مؤثر، و آن كنند كه سابق بود. ملت ما بايد هوشيار باشد و هيچ مطلبى را بىدليل قبول نكند. همين كه يك كسى گفت فلان چه جور است، بايد بگويند به چه دليل مىگويى؟ دليلش را از او بپرسند. اگر بىدليل يك مطلبى را قبول بكنند از فطرت انسانى خارجاند. انسان بايد هر مطلبى را كه مىشنود دليل براى آن اقامه بشود. ما خدا را با دليل
[١] قائل اين سخن، شيخ الرئيس ابو على بن سينا است. الأسفار الأربعة، ج ١، ص ٣٦٤.