صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٨ - لزوم امتحان و ناكافى بودن صرف ادعا
رسيدن به اين مقام و بعد از رسيدن به اين مقام، چقدر در حالشان تفاوت حاصل شده است. قبل از رسيدن به اين مقام به رؤساى جمهورى كه سابق بودند، به نخستوزيرانى كه سابق بودند، به وكلاى مجلسى كه سابق بودند، به استاندارهايى كه سابق بودند، به دادگاههايى كه در سابق بودند، قبل از رسيدن خودشان به اين مقامات به آنها اشكال داشتند و آنها را تقبيح مىكردند. الآن كه خودشان رسيدند آيا همان نقشه را عمل مىكنند كه آيندگان، آنها را تقبيح كنند؟ يا خير، وقتى كه به مقام رسيدند رفتارى مىكنند كه همان طورى كه بعد از هزار و چهار صد سال نسبت به امير المؤمنين مردم نظر مىدهند؟ همان كه بعد از اينكه مقام رياست داشت- به حسب اصطلاح شما- تمام ايران و عراق و مصر و جاهاى ديگر در زير سلطه او بود، رفتارش با مردم آن طور بود كه هيچ كس نمىتواند آن رفتار را داشته باشد. در خطبه جمعه، گاهى كه يك وقتى كه در خطبه جمعه آمده بودند و منبر بودند، دامنشان را حركت مىدادند براى اينكه پيراهن را شسته بودند. و پيراهن عوضى نداشتند. [١] بيدار بشويم ما! دولتمردان بيدار بشوند! استاندارها بيدار بشوند! دادگاهها بيدار بشوند! ما دعوى شيعهگرى را مىكنيم. ادعا هست كه ما شيعه و تابع هستيم. در مقام امتحان، باز شيعه هستيم؟ تَبَع هستيم آن طورى كه او هست؟ به اندازهاى كه وسعت وجودى ما هست تبعيت مىكنيم؟ با دوستانمان، با رفقايمان، با همكيشانمان، با بشر آن طور رفتار مىكنيم؟ آن شخصى بود كه وقتى يك خلخال [٢] را از پاى يك ذِمّيه [٣] يا يهودى يا نصارا بوده است بيرون آورده بودند اشرار- قريب به اين معنا- فرموده است كه اگر انسان بميرد براى اين ننگى كه واقع شده و اين چيزى كه واقع شده است، خيلى بعيد نيست. [٤] ما هم مدّعى هستيم كه شيعه هستيم. رؤسا و دولتمردان بيدار بشوند! مخاصمه
[١] الغارات، ثقفى، ص ٦٢
[٢] خلخال: حلقه فلزى كه زنان براى زينت به مچ پاى خود مىاندازند
[٣] زن غير مسلمان كه تحت الحمايه حكومت اسلامى است
[٤] نهج البلاغه، خطبه ٢٧ (صبحى صالح).