صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٨ - تحوّل ملت، با امداد غيبى
اصلاح بشود، رسانههاى گروهى اصلاح بشود، يك جامعه اصلاح مىشود. اگر مطبوعات جوانها را نكشاند به طرف فحشا و ببرد طرف صراط مستقيم، مراكز فحشا هم برچيده مىشود. آن همه مراكز فحشايى كه در خصوص تهران، كه بايد مركز همه خوبيها و همه فعاليتهاى انسانى باشد، ايجاد شده بود كه شماها مىدانيد كه چه خبر بود و چقدر مراكز فحشا بود و چقدر مراكزى بود كه جوانهاى ما را از هستى ساقط مىكرد و مغزهاى جوانهاى ما را به طرف فساد مىكشاند!
اگر مطبوعات متحوّل بشود- و ان شاء اللَّه، مىشود و شده است- متحول بشود به يك مراكزى كه بخواهند تقوا را در جامعه منتشر كنند، وقتى جوانها و بچههاى تازهرس ما وارد مىشوند در ميدان فعاليت اجتماعى، بروند دنبال روزنامه، روزنامه مربّى باشد، گوش كنند به راديو، راديو مربّى باشد، نگاه كنند به تلويزيون، تلويزيون مربّى باشد، نگاه كنند به مجلات، مجلات، مجلاتى باشد كه تربيت بكند، اين جوان وقتى كه به هر جا توجه كرد، ديد كه گوش و چشمش پر شده از تربيت، اين طور بار مىآيد. اگر رها بشود، هرزه بار مىآيد. اگر بِكشندش در طرف فساد، مىرود آن طرف و اگر بكشندش در طرف صلاح، مىآيد اين طرف.
و ما در سالهاى طولانى، همه جهاتى كه در ايران بود و اسباب را فراهم كرده بودند، همه جهات براى اين بود كه جوانهاى ما را بِكشند طرف فساد. و نظر اصلى آنها اين بود كه يك جمعيتى در اينجا وجود داشته باشد كه هر چه سرش مىآورند توجه نداشته باشد؛ مملكتش به باد مىرود، او عيش و عشرتش باشد، اشكالى ندارد؛ مذهبش عقب مىرود، چون عيش و عشرتش به كار است، مانعى ندارد؛ اختناق در مملكت هست، اختناق در فحشا نيست، اين اشكال ندارد؛ هر بساطى سرش درآورند، بىتفاوت باشد.
يك همچو مملكتى كه آنها مىخواستند اين بود كه يك طايفه زيادى از اين جوانهاى ما را به هروئين بكشند، يك طايفه ديگر را به مُسكرات بكشند، يك طايفه ديگرى را به فحشا و مراكز فساد بكشند، گوش را به هر چه بدهد، يا تعليم فاسد است يا غنا و امثال اينها كه مغز را فاسد مىكند، هر اجتماعى كه باشد، اجتماعى است كه گويندهاش گويندهاى