صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٤ - اهميت قضاوت و نظم
در استخدام دولت واقع نمىشويم. اين استخدام اسلام است، دولت خودش اسلامى است. نه اين است كه خودش مستقل است، آن هم خدمتگزار اسلام است. همه خدمتگزار اسلام هستيم.
البته بايد همه امور بر نظام و نظم باشد. وقتى كه پايه امور بر نظم بنا شده باشد- و حفظ نظم از واجبات الهى است- بايد در قوّه قضايى هم اين نظم محفوظ باشد؛ يعنى، اين طور نباشد كه قاضى يك روز بخواهد بيايد، يك روز هم دلش بخواهد نيايد. اين يك؛ يا بايد در استخدام، استخدام اللَّه برآيد و وظيفه شرعى- الهى خودش بداند كه بايد روى موازينى كه هست، ساعاتى كه تعيين شده است براى كار، كار بكند و اگر نخواهد هم اين كلمه «استخدام» را قبول بكند، يا اصلش تصدّى نكند، يا ملزم بداند خودش را به الزام شرعى كه اگر آمد نظام را حفظ كند. اگر بخواهد وارد بشود و بىنظم باشد- من يك هفته دلم نمىخواهد بيايم، الزامى كه من ندارم. نمىخواهم- يك همچو آدمى؛ اصلًا از اول وارد نشود. اگر مىتواند كه روى موازينى كه تعيين مىشود و شوراى قضايى تعيين مىكند، عمل بكند؛ ملتزم به اين باشد كه اين عمل تا آخر روى موازين باشد، و هر روز هم خودش را عاجز از اين داشت، خوب برود پيش شورا و استعفا بدهد. اما متصدى باشد و بىنظم متصدى باشد، اين صحيح نيست. بايد يك مملكتى همه چيزش نظام داشته باشد. همان طورى كه اگر در شهربانى بخواهند اينهايى كه پاسبان هستند بگويند كه ما امروز مىخواهيم نياييم، امروز ميلمان كشيده است كه منزل باشيم، اين نمىشود. اين پاسبان نمىشود و اين شهربانى هم نمىشود. در ساير ادارات هم يك ادارهاى بگويد كه من امروز نمىخواهم بيايم، اين خواستنى نيست. كسى كه يك امرى را تصدّى كرد، بايد نظامش را حفظ بكند.
آقايان هم، كه از همه قشرها از حيث كار اهميتشان بيشتر است، بايد اين نظام را حفظ بكنند و همين طورى كه در ساير جاها يك نظامى هست، و بدون نظم يك امرى تحقق پيدا نمىكند- يعنى، فاسد مىشود- بايد نظام را حفظ بكنند و هر چيزى را كه تقبّل كردند، با نظم و با ترتيب، آن را اجرا بكنند و عمل بكنند.