صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٧ - ملى گرايى، اساس بدبختى مسلمين
حكومتهاست؛ حكومتها با اختلاف مراتب. حكومتها جلوى رشد جوانهاى ما را گرفتند و جلوى پيشرفت مسلمين را.
ملى گرايى، اساس بدبختى مسلمين
آنهايى كه، آن قدرتهاى بزرگى كه مطالعه كردند روى كارها سالهاى طولانى، صدها سال فرستادند و مطالعه كردند روى گروهها، روى افراد، روى اشخاص و مطالعه كردند حتى روى زمينها، جنگلها- همه جا- در جامعهها اين را يافتهاند كه اسلام است كه مىتواند جلويشان بايستد. از اين جهت، آن چيزى كه از همه چيز براى آنها مطرح است، اسلام است و آن چيزى كه سر راه اسلام قرار دادند، اين حكومتهاى فاسدند. با دست حكومتهاى فاسد و با تبليغ حكومتهاى فاسد، اين نژادپرستىها و گروهپرستىها در بين مسلمين رشد كرده. عربها را در مقابل عجمها و تركها قرار دادند و عجمها را در مقابل عربها و تركها را در مقابل ديگران و همه نژادها را در مقابل هم.
اينكه من مكرّر عرض مىكنم كه اين ملّى گرايى اساس بدبختى مسلمين است براى اين است كه اين ملّى گرايى، ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاى مسلمين قرار مىدهد، و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا را در مقابل كذا. اينها نقشههايى است كه مستعمرين كشيدهاند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند. در عراق، حكومت عراق، حكومت سابقتر از اين حكومت- كه اين بدتر از آن است- اينها طرح مىكردند كه ما مىخواهيم مجد بنى اميه [١] را احيا كنيم در مقابل اسلام. اسلام كه آمده بود همه مجدها را فانى كند در مجد اللَّه، اينها مىگفتند ما مجد بنى اميه را بايد احيا كنيم و اين چيزى نبود كه شعور اينها برسد، تلقينى بود كه ابرقدرتها مىكردند كه اسلام متفرق بشود، مسلمين با هم متفرق بشوند، دشمنِ هم بشوند. در ايران از سالهاى طولانى، اشخاص بىاطلاع از اساس مسائل، و لو فرض كنيد بعضىشان مغرض نبودند، اينها هم هى طبل ملّيت را كوبيدند،
[١] سلسله بنى اميه بعد از معاهده صلح بين امام حسن مجتبى (ع) با معاويه به سبك رژيمهاى شاهنشاهى توسط معاوية ابن ابى سفيان پايه گذارى شد.