صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٢ - توطئه براى اغفال ملتهاى جهان سوم
بالا. مردم تازه مىديدند او را. چراغشان قبلًا چراغهاى غير از آن ترتيب بوده، و يك نفر فرنگى هم آنجا بود. اين هر چند دقيقه يا چند وقت يك دفعه از اين پلهها مىرفت بالا و آن ماشه لامپها را حركت مىداد. اين يك قدرى نورش مىرفت بالا، مردم صلوات مىفرستادند. بعد مىآمد پايين يك قدرى مىماند و مردم مشغول تماشا بودند، دوباره مىرفت بالا آن را مىكشيد پايين، مردم باز تظاهر مىكردند. اين از آن وقتها مطرح بوده است كه ما حتى نمىتوانيم پيچ يك چراغ را بالا ببريم. اين بايد فرنگى اين كار را بكند. بايد از خارج فرنگيها بيايند و دستشان را اين طور كنند تا اين ماشه چراغ، فتيله را بالا ببرد و بعد هم اين طور كنند تا پايين بياورد. كم كم در همه طبقات اين انگيزه رشد كرد. من عكس مجسمه آتاتورك [١] را در تركيه- آن وقت كه تبعيد بودم به آنجا- ديدم كه مجسمه او رو به غرب بود و دستش را بالا كرده بود. و آنجا به من گفتند كه اين علامت اين است كه ما هر چه بايد انجام بدهيم بايد از غرب باشد. باصطلاح، آتاتورك يك مرد مثلًا روشنى، يك مرد كذايى بوده. و در كشور ما هم بعضى از روشنفكرها [٢]- به اصطلاح- گفته بودند كه ما بايد از سر تا قدم اروپايى و انگليسى باشيم تا بتوانيم ادامه حيات بدهيم. ما تا نفهميم كه خودمان هم يك شخصيتى داريم، مسلمانها هم يك گروهى هستند و شخصيتى دارند و مىتوانند خودشان هم كار انجام بدهند، تا نخواهيم يك كارى را، نمىتوانيم و تا بيدار نشويم، نمىخواهيم.
ما را در غفلت و در خواب نگه داشتند كه ما هيچ يك از امور صنعتى را قادر بر تحققش نيستيم. ملت ما فقط لُولِهِنْگ [٣] مىتواند بسازد. كار ديگر از او نمىآيد. باور كرده بود اين ملت بيچاره روى تبليغاتى كه قدرتهاى پيشرفته و بزرگى كرده بودند. و تبليغات داخلى كه وابستگان به آن قدرتها كرده بودند به اينكه ما بايد همه چيزمان از
[١] نخستين رئيس جمهورى تركيه پس از فروپاشى امپراتورى عثمانى. او تبليغ امور مذهبى را در كشورش ممنوع كرد و از دخالت روحانيون در سياست جلوگيرى نمود و فردى كاملًا غربگرا و طرفدار غرب بود و جامعه تركيه را به سوى جامعهاى لائيك سوق داد
[٢] سيد حسن تقى زاده
[٣] نوعى آفتابه.