صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٠ - سعادت بشر در علم همراه با تربيت
نداريم، بايد متخصصين باشند، انديشند آنها. سادهانديشى است كه انسان گمان كند كه يك معلمى كه انحراف دارد، معلّمى كه يا طرف شرق است و يا طرف غرب، يا تربيت شرقى دارد يا تربيت غربى، آن را ما معلم قرار بدهيم از براى اين فرزندانى كه نفوسشان مثل آينه صيقلى است. و هر چه در او وارد بشود مىپذيرد. سادهانديشى است كه ما جوانهاى خودمان را به دست معلمى بدهيم كه به طرف شرق مىرود و بچههاى ما را شرقى كند، يا به طرف غرب مىرود و بچههاى ما را غربى كند. سادهانديشى است كه ما گمان كنيم كه فقط تخصص، ميزان است و علم، ميزان است. علم الهى هم ميزان نيست.
علم توحيد هم ميزان نيست. علم فقه و فلسفه هم ميزان نيست. هيچ علمى ميزان نيست.
آن علمى ميزان است و آن علمى براى بشر سعادت است كه تربيت در او باشد، كه او از مربّى القا شده باشد، از كسى كه تربيت الهى شده است القا بشود به بشر. آن اگر در همه مدارس ما- چه مدارس علوم اسلامى و چه مدارس علوم ديگر- اگر در همه آنها اين معنا باشد و انحراف در كار نباشد و استقامت باشد، چندى نمىگذرد كه همه جوانهاى ما كه اميد آتيه اين مملكت هستند، همه اصلاح مىشوند. و همه نه شرقى و نه غربى بار مىآيند، و همه بر صراط مستقيم واقع مىشوند. سادهانديشى است كه ما گمان بكنيم كه كافى است براى ما اينكه يك اشخاصى باشند داراى علم، اشخاصى باشند كه علم داشته باشند و تربيت، و لا اقل علم داشته باشند و انحراف نداشته باشند. فرضاً كه ما بخواهيم كه علم را رواج بدهيم و از علم علما استفاده كنيم، بايد علمى باشد و لا اقل انحراف نباشد، كار نداشته باشد به شرق و غرب. اين طور نباشد كه معلّمين ما و مربّيهاى جوانهاى ما، تربيت مسكو شده باشند يا تربيت واشنگتن. سادهانديشى است كه ما گمان كنيم كه بايد همه اينها كه تخصص دارند هر طورى مىخواهند باشند. بايد بيايند و ما از آنها استفاده كنيم. استفاده نمىتوانيم بكنيم اگر مرض ظاهرى ما را يك متخصص خوب بكند، امراض باطنى براى ما ايجاد مىكند، از يك مرض كم به يك مرض بزرگ، از يك مرض كوچك به يك مرض بزرگ ما را مىكشاند. بايد توجه داشته باشيم ما به همه مسائل. همين حزب بعثى را كه ملاحظه مىكنيد كه الآن مبدأ اين همه گرفتارى براى