صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٠ - لزوم انتقاد و ممنوعيت غرضورزى
نفر وكيل يك كار خلافى كرد، ما بايد بگوييم كه اين وكلا همه خراباند؟ و مجلس شوراى اسلامى مجلس خراب است؟ يا بگوييم فلان وكيل خراب است؟ اگر در اين دادگاههايى كه سرتاسر ايران دارند فرض كنيد پنج نفر، ده نفر خطا كردند، ما بايد بگوييم آن خطاست يا بايد بگوييم دادگاهها خطاست؟ اينها اشتباهاتى است كه مىكنند، يا غرضورزىهايى است كه مىكنند، بعضى اشخاص اشتباه كردند، بعضى اشخاص هم غرض دارند كه مىگويند.
لزوم انتقاد و ممنوعيت غرضورزى
از وظايفِ هم راديو و تلويزيون و هم مجلات و هم ساير جاها اين است كه مسائلى كه شده است بگويند. من در همان اوايل امر كه آقاى بازرگان نخست وزير بوده، در همان اوايل امر به آقايان گفتم كه آقا شماها مسائلى كه انجام مىدهيد در راديو و تلويزيون اعلام كنيد كه ما اين كار را كرديم، آن كار را كرديم. نگذاريد آنها بگويند كه اين كارى نكرده، آن كار نكرده، هيچ كارى نكرده. كارِ نكردهها البته زياد است. اما يك مملكتى كه لا اقل بيش از پنجاه سال به انحراف شديد كشيده شده، از اوّل بوده اما در اين پنجاه سال مُتعمّد بودند به اينكه اين را منحرف كنند و ما را از همه طرف وابسته كنند و همه چيز ما را از بين ببرند. دانشگاهمان را از بين ببرند. چى ببرند. چه ببرند. اينها تصور اين را نمىكنند كه يك همچو چيزى در دو سال، اين قدر كه شده است اعجاز كرده است. فكر اين را نمىكنند كه اين كار همچو شده است كه تويى كه حالا قلمت را دست گرفتى و براى همه دارى مىنويسى، آزادى. براى همه ارگانها دارى انتقاد مىكنى تو آزادى. شما در سه سال پيش از اين مىتوانستى قلم را دستت بگيرى يك كلمه راجع به يكى از اين ارگانها صحبت بكنى؟ قلمت را مىشكستند، پدر خودت را هم در مىآوردند! شما قدر اين آزادى را نمىدانى. منتها آزادى الآن جورى شده است كه مَلْعَبه [١] پيش بعضى اشخاص شده و هر چى دلشان مىخواهد بايد بنويسند. و هر چى دلشان مىخواهد بايد بگويند.
[١] بازيچه.