صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٩ - لزوم الهى بودن غايات افعال
چيزها قلمها وجود پيدا كرده است، مسلسلها وجود پيدا كرده است، علم و دانش وجود پيدا كرده است. اگر غايات و مقاصد و آن چيزهايى كه براى او اينها وجود پيدا كرده است، الهى باشد، هم قلم و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملى ارزش پيدا مىكنند؛ ارزش الهى. ارزش قلم به غايتى است كه براى او قلم زده مىشود. ارزش مسلسل هم به غايتى است كه براى او مسلسل كشيده مىشود. اگر اين ارزش غايى نباشد و اگر آن مقصد، مقصد انسانى و الهى نباشد، نه مسلسل آلتى است كه به درد بخورد و نه قلم. و خطر قلم بيشتر از مسلسل است. و خطر بيان بيشتر از توپ و تانك است. و خطر علم بيشتر از همه اينهاست. لكن اگر به خدمت خلق باشد و به دستور انسان باشد و در خدمت انسان باشد و در خدمت خداى تبارك و تعالى باشد، تمام اينها ارزش پيدا مىكند. مسلسل هم همچون قلم مىشود، قلم هم همچون مسلسل.
لزوم الهى بودن غايات افعال
بايد بشر به فكر اين باشد كه آن چيزهايى كه مقصد است و براى تربيت انسان است، براى آموزش انسان است، براى تعليم انسان است، جهت به آن بدهد. چنانچه دانشگاهها جهت به آن داده نشود، همان دانشگاههايى مىشود كه در بين بشر هست، و از همان دانشگاهها قواى مخرّبه بيرون مىآيد. و اگر جهت به آن داده بشود، دانشگاهها كارى مىكنند كه مسلسلها نمىتواند بكند. خدمتى مىتوانند به بشر بكنند كه هيچ كس ديگر نمىتواند اين قدر خدمت بكند. عمده آن جهتى كه طرف آن جهت رفته مىشود. و قرآن اين را فرموده است: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ قرائت كن نه قرائت مطلق. بياموز، نه آموزش مطلق. علم تحصيل كن، نه علم مطلق و تحصيل مطلق؛ علم جهتدار، آموزش جهتدار. جهت، اسم ربّ است، توجه به خداست، براى خدا و براى خلق خدا. قلمها اگر در دنيا براى خدا و براى خلق خدا به كار بيفتند مسلسلها كنار مىرود. و اگر براى خدا و براى خلق خدا نباشد، مسلسلساز مىشود. ابزار كوبنده انسان با دست قلمدارها و دست علمايى كه در همه دانشگاهها هستند، با دست آنها وجود پيدا كرده است. و همه ترقيات