صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٤ - طرفدارى از اعراب و رسوايى حزب بعث
ديگرى جدا نيستند، و همه آنها زير پرچم اسلام و زير پرچم توحيد بايد باشند. اينهايى كه با اسم مليت و گروهگرايى و ملى گرايى بين مسلمين تفرقه مىاندازند، اينها لشكرهاى شيطان و كمك كارهاى به قدرتهاى بزرگ و مخالفين با قرآن كريم هستند.
طرفدارى از اعراب و رسوايى حزب بعث
بحمد اللَّه مشت اين حزب بعث عراق باز شد كه اين ادعاها كه مىكند كه من براى عرب چه هستم و براى قدرت عرب و براى ملت عرب چه هستم. مشت او باز شد كه در خوزستان با عربها بيشتر مقابل شد. كشتارهايى كه به وسيله اين حزب منفور و صدّامِ كافر بر برادرهاى اعراب ما وارد شده است بيشتر از آن است كه بر برادرهاى عجم ما وارد شد.
اگر اين مرد فاسق و كافر [١] در ادعاى خودش راست مىگفت، نبايد مراكزى كه مجتمع عرب است، زن و بچه، پير و بُرنا [٢] را اين طور سركوبى كند. و چنانچه با عجم دشمنى داشت، چرا عرب را بيشتر مورد هجمه قرار داد؟ اين مشت او را باز مىكند كه نه، مسئله عرب نيست، مسأله نوكرى ابرقدرتهاست. اين طور نيست كه او بخواهد ملت عرب را نجات بدهد. از چى نجات بدهد؟ از اسلام نجات بدهد؟! ملت عرب، سالهاى طولانى همان طورى كه عجمها و ايرانيها- غير عربشان- سالهاى طولانى در زير قدرت شيطانى ابرقدرتها به وسيله حكومت فاسد پهلوى در رنج و عذاب بودند و بعد از اينكه آنها به واسطه قيام ملت ما- عرب و عجم و همه قشرها- آنها به جهنم رفتند. تمام ملت ما زير سايه اسلام و در جمهورى اسلام بودند، و در تحت جمهورى اسلام و پرچم لا اله الا اللَّه كسى در رنج و عذاب نبايد باشد و نبود. لكن منحرفينى كه نوكرهاى اجانب هستند، با اسمهاى مختلف براى اين مملكت- كه مملكت اسلامى است و عرب و عجم و فارس و غير فارسش در كنار هم برادروار زندگى مىكنند- نقشههاى آنها اين است كه اين برادرها را از هم جدا كنند و اختلاف ما بين اينها بيندازند. و بعد همه داراييهاى اينها را از بين ببرند
[١] صدام حسين، رئيس رژيم حاكم بر عراق
[٢] جوان.