صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٩ - لزوم دعوت به وحدت
گرچه گفته شده است كه:
انْظُرْ الى ما قالْ وَ لا تَنْظُرْ الى مَنْ قالَ [١]
نگاه كن به آن چيزى كه گفته مىشود، نه به آن شخصى كه آن چيز را مىگويد. و حكمت را بايد اخذ كرد و لو از يك مشرك، لكن در عين حال كه اين مطلب صحيح است، اين مطلب هم بايد مورد توجه واقع بشود كه وقتى «ما قال» را؛ آن چيزى كه گفته مىشود شنيديم، يك نظرى هم به «مَنْ قال» بكنيم. ببينيم كه خودش چكاره است.
لزوم دعوت به وحدت
دعوت به وحدت از اهم امورى است كه امروز در جامعه ما لازم است. و تا قشرهاى اين ملت وحدت نداشته باشند، همفكر نباشند، همعقيده نباشند، و با هم آن راهى كه صراط مستقيم است اتخاذ نكنند، با هم آن راه را [طىّ نكنند] به مقصد نخواهند رسيد.
شما ديديد كه اين ملت در يك برهه از زمان كه با هم وحدت داشتند، و مقاصد ديگرى كه داشتند كنار گذاشته بودند، و يك مطلب را دنبال مىكردند و آن مطلب اينكه رژيم بايد برود، آن وقت همه با هم اين مطلب را دنبال مىكردند و عمل هم مىكردند. همچو نبود كه بگويند بايد برود لكن عمل نكنند. من كه ملت مىگويم، ملت همين جمعيت كوچه و بازار و خيابانهاست و همين جنوب شهريها، آنها آن وقت مُسْتَهلك [٢] بودند. در عين حالى كه از رفتن رژيم متأثر بودند لكن جمعيّتى بودهاند كه در مقابل اين سيل خروشان ملت و اين درياى خروشان ملت چيزى نبودند و لهذا حرفى نمىزدند.
نمىتوانستند اظهار كنند. و شما ديديد كه با آن وحدتى كه ملت ما پيدا كرد و همه از يك راه مىرفتند و يك مقصد داشتند، همه قدرتهايى را كه دنبال اين قدرت شيطانى شاه بود شكستند. و شاه حتى از سربازيهاى خودش هم- آنهايى كه با ملت و جزء تودهها بودند- منزوى شد و نتوانست بماند و رفت به جايى كه بايد برود. اين وحدت و توجه به خدا و اللَّه اكبر بود كه شما را بر آن قدرتها پيروز كرد و تا امروز هم در قله پيروزى هستيد. بنا بر اين،
[١] غرر الحكم، آمدى، ص ٥٨، ح ٦١٢
[٢] نابود شده، از بين رفته.