صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٨ - اهميّت تلقين و تكرار مسائل اخلاقى
گفتن و شنيدن، خود انسان قرائت مىكند و مىشنود آن آياتى كه سازنده است، مثل سوره مباركه حمد كه يك درس سازنده است. انسان بايد اينها را تكرار كند و تلقين كند، و نفس را حاضر كند براى شنيدن. انسان خودش كه يك مطلبى مىگويد، سامع يك دفعه مىشنود، و در قلبش هم وارد مىشود. لكن گوينده، اول در قلبش نقش مىبندد، بعد آن را مىگويد و بعد مىشنود، و بعد باز در قلبش وارد مىشود. تلقين از امورى است كه لازم است. اينكه من در بعض از مسائل براى دوستان دايماً يك مطلب را تلقين مىكنم و اظهار مىكنم براى اين است، كه مطلب مهم است. ساختن يك جامعه است.
ساختن يك ملت است. و تا ساخته نشود يك ملت و يك جامعه، نمىتواند به آن مقاصد عاليهاى كه دارد برسد. و لهذا مسائل مهم را بايد تكرار بكنند. گويندگان تكرار بكنند و شنوندگان هم خودشان به خودشان تلقين بكنند تا ان شاء اللَّه تأثير بكند در نَفْس.
گاهى وقتها گوينده در عين حالى كه خوب مىگويد، در عين حالى كه خوب مىنويسد، كتاب توحيد هم مىنويسد، كتاب اخلاق هم مىنويسد، لكن همان نوشتن است و گفتن است و عرضه داشتن است، خودش از آن بيخبر است. بسيار مسائل است كه گويندگان هر جا بايد باشند مىگويند، مسائل را طرح مىكنند و خيلى هم خوب طرح مىكنند. و خيلى هم خوب عرضه مىكنند و دعوت خوب مىكنند و موعظه خوب مىكنند. لكن از باب اينكه خودشان ساخته نشدهاند، مىگويند و خودشان بيخبرند. چه بسا اشخاصى كه كتاب اخلاق مىنويسند و بسيار هم خوب مىنويسند، و خودشان متَّصف به اخلاق حسنه نيستند. و چه بسا اشخاصى كه توحيد را خوب تدريس مىكنند و خوب القا مىكنند و خودشان بيخبرند. گوينده اگر خودش بيخبر شد، تأثير در كلامش هم كم خواهد شد. گاهى يك انسانى در گفتار بسيار خوب است و بسيار جميل صحبت مىكند. در نوشتن هم بسيار خوب چيز مىنويسد و خوب القا مىكند، لكن خودِ نويسنده و خودِ گوينده و خودِ موعظهكننده را وقتى انسان مىبيند، مىبيند عملش آن طور نيست