صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٠ - ضعف دولت در عملكرد نامطلوب دستگاههاى اجرايى
مىخواست مىكرد. بايد آن چيزى را كه داده است درآورد و مضاعف بر او، زياد براى خودش و دوستانش ذخيره كند. و همين طور نظاميها، ژاندارمرى مثلًا فرض كنيد كه كلانتريها اينها همه باب اين باب بوده است. اگر كسى آن مسائل آن وقت را درست بررسى بكند و بنويسد، يك كتاب قطورى خواهد شد كه چه مىكردند اينها با مردم، و از صدر تا ذيل، وضع همين طور بود. زمان رضا شاه از باب اينكه همه دزديها منحصر به خودش بود، انحصار دست خودش بود. حكومتها به اين قدرت نبودند. زمان احمد شاه اين طور نبود كه خود آنها بتوانند همه برداشتها را براى خودشان بكنند. اين بود كه يك دار و دستههايى كه مىفرستادند اين بساط را درست مىكردند. زمان رضا شاه همه دزديها از گردنهها رفته بود تهران. همه «زَلَّقىها» [١] از همه جا متمركز شده بود در خود دستگاه دولتى. و از همه بالاتر خود رضا شاه و امثال اينها. و اين اسباب اين شده بود كه مردم با دستگاههاى دولتى مطلقاً مخالف بودند منتها جرأت نمىكردند حرف بزنند، بعضى وقتها هم جرئت مىكردند. من يادم است بچه بودم كه حكومت خمين يك نفر از خانها را گرفته بود. بعد از دو- سه شب، سه- چهار شب ريختند خانها و حكومت را گرفتند و حبسى خودشان را بيرون آوردند و حكومت را به اسيرى بردند. و احَدى از مردم هيچ، همچو نبود كه چرا بگويد، خوشحال هم بودند. شايد بعضيشان منزل حكومت هم آمدند تتمه را غارت كردند. من شاهد قضيه بودم كه آن خانهاى كه حكومت را از آن بردند. من بچّه بودم پشت يك درى ايستاده بودم و نگاه مىكردم به وضع آنها، كه آنها حمله كرده بودند و حكومت هم مرد قلدرى بود. او هم باز آن وقت ده تيرى داشت. او هم حمله مىكرد و يك نفر هم ظاهراً از آنها كشته بود، لكن بعد اسير شد. اين وضع حكومت بود در آنجا كه شرح طولانى دارد. و زمان رضا شاه را هر كه يادش باشد مىداند چه قضايا واقع شد. و زمان محمد رضا هم كه همه يادتان هست. اين اسباب اين شد كه دولت مقابل ملت، ارتش مقابل ملت، همه مقابل ملت بودند؛ يعنى
[١] «زلّقى» ها: دستهاى از راهزنان معروف در اواخر دوره قاجار و اوايل حكومت رضا خان.