صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧١ - تلاش غرب براى عقب نگه داشتن ممالك اسلامى
تتمهاش هست. و لهذا شماها يك تكليف بزرگى گردنتان است كه بايد اين ذائقه تلخ را برگردانيد به يك ذائقه شيرينى و آن با عمل شماست. با عمل ژاندارمرى است. با عمل ارتش است، با عملتان مىتوانيد كه شما كارى بكنيد كه مردم از ياد ببرند آن سختيها و آن زورگوييهاى سابق را، و اين ذائقههاى تلخ را شما شيرين كنيد با عمل خودتان، با رفتار خودتان، با محبت خودتان. همه شماها برادر هستيد. يك مملكت اسلامى همهشان با هم برادر هستند. وقتى ما احساس اين را بكنيم كه ما همه با هم برادر هستيم، با هم رفتارمان خوب است. و اگر اين احساس پيش بيايد كه من آن بالا هستم و ديگران بايد اطاعت از من بكنند، من رئيس شهربانى هستم و ديگران بايد از من اطاعت بكنند و يك تكليفى است، و بخواهيد با تكليف و تكلّف به مردم حكومت كنيد، اين باز برمىگردد به آن حالات سابقه، و مردم از شما جدا مىشوند. و مردم وحشت از شما مىكنند. ترس در دلشان پيدا مىشود وقتى شماها را مىبينند. در زمان سابق من خيلى قصهها يادم هست كه آن قصهها اگر يك كسى مىتوانست بنويسد طولانى بود. شما نمىدانيد كه وقتى يك پاسبان را از دور مىديدند، خصوصاً معمَّمين، يك پاسبان را از دور مىديدند چه حالى به آنها دست مىداد. مىتوانستند يك جا فرار كنند فرار مىكردند. اين نبود جز اينكه بالاييها اين طور دستور مىدادند. خود پايينيها هم اين طور تربيت شده بودند. تربيت اسلامى اصلش در كار نبود. يك تربيتهاى غربى، يك تربيتهايى كه از آنجا گرفته شده بود بدهايش را اينجا آورده بودند پياده كرده بودند.
تلاش غرب براى عقب نگه داشتن ممالك اسلامى
شما گمان نكنيد كه از غرب براى ما يك تحفهاى مىآورند. شما گمان نكنيد كه از غرب براى ما چيزى مىآورند كه ما را مترقى كنند، ترقى به ما بدهند. غرب تا ما را در سطح پايين نگه ندارد، نمىتواند از ما استفاده كند. كوشش آنها اين است كه ماها، اين ممالك اسلامى، اين ممالك مستضعف در يك سطح پايينى از همه امور باشيم. هر امرى را كه آنها براى ما بياورند؛ يك امر استعمارى است؛ يعنى اگر طب را براى ما بياورند طب