صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٨ - سبب ترس دشمنان از روحانيّت
ترتيب اثر دادند به آن فتوا و قليانها را شكستند. و در بعضى جاها تنباكوهايى كه قيمت زياد داشت در ميدان آوردند و آتش زدند و شكست دادند بر آن قرارداد، و لغو شد قرارداد. و يك همچو چيزى را اينها ديدند كه يك روحانى پيرمرد در كُنج يك دهى از دهات عراق يك كلمه مىنويسد و يك ملت قيام مىكند و قراردادى كه ما بين شاه جائر و انگليسها بوده است، به هم مىزند، و يك قدرت اين طورى دارد روحانيت. باز ملاحظه كردند كه در وقتى كه انگليسها هجوم آورده بودند به عراق و عراق را در معرض استعمار قرار داده بودند، يك پيرمرد به مردم امر كرد و حكم دفاع داد و قيام كردند مردم و ملت عراق را نجات دادند. اين يك قدرتى بود از يك پيرمرد، و آن ميرزاى شيرازى دوم، مرحوم آقا ميرزا محمد تقى [١]- رضوان اللَّه عليه [بود]. و در مشروطه ديدند كه يك ملّا يا چند ملّا در نجف و چند معمَّم و ملّا در تهران اساس استبداد و حكومت خودكامهاى كه در آن وقت بود آن را به هم زدند، و مشروطه را مستقر كردند. و در اين مسائل آنهايى كه مخالف هم بودند از پا ننشستند. آنها هم فعاليت خودشان را مىكردند، كه حالا بخواهيم همه را بگوييم طولانى است. لكن راجع به همين مشروطه و اينكه مرحوم شيخ فضل اللَّه [٢]- رحمه اللَّه- ايستاد كه مشروطه بايد مشروعه باشد، بايد قوانين موافق اسلام باشد. در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود، و مُتمِّم قانون اساسى هم از كوشش ايشان بود، مخالفين، خارجيها كه يك همچو قدرتى را در روحانيت مىديدند، كارى كردند در ايران كه شيخ فضل اللَّه مجاهد مجتهدِ داراى مقامات عاليه را، يك دادگاه درست كردند، و يك نفر منحرف، روحانى نما، او را محاكمه كرد و در ميدان توپخانه، شيخ فضل اللَّه را در حضور جمعيت به دار كشيدند. [٣]
[١] مرحوم ميرزا محمد تقى شيرازى، فقيه بزرگ و نامى و مرجع عاليقدر عصر كه در جنگ جهانى اول كه دامنه جنگ بين دولتهاى عثمانى و آلمان از يك سو و انگليس و فرانسه از سوى ديگر به عراق كشيده شد با صدور حكم جهاد عليه كفار انگليسى، مسلمانان عراقى را به قيام واداشت
[٢] آيت اللَّه شيخ فضل اللَّه نورى كه معتقد به مشروطه مشروعه بود. او در دادگاهى كه به رياست يك روحانى تشكيل شد به اعدام محكوم و به دار آويخته شد
[٣] در سيزدهم رجب سال ١٣٢٧ ه. ق.