صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٨ - طرح كنار گذاشتن روحانيت از سياست
دارند مىگويند كه روحانى بايد كنار برود؛ برود سراغ ارشادش در قم. بعد از اينكه اين عده بازى خورده از آنهايى كه اساس كار را دارند راهنمايى مىكنند، اين عده بازى خورده جمع مىشوند و در قم، كه مركز روحانيت است، مركز اسلام است، قطعنامه صادر مىكنند و در آن قطعنامه هست كه روحانيون نبايد اصلًا دخالت بكنند در اين چيزها، آزادى مطلق بايد باشد.
«آزادى مطلق بايد باشد»، كه آنها مىگويند، اين است كه «چريكهاى فدايى» و فلان دسته منافق و فلان دسته كافر و فلان دستهاى كه هيچ اعتقاد به اسلام ندارند، اينها آزاد باشند و بيايند و هر چه دلشان مىخواهد بگويند و هر كارى مىخواهند بكنند و لو- فرض كنيد كه- به ضد اسلام حرف بزنند، آزادند، و لو به ضد قرآن حرف بزنند، آزادند و لو به ضد جمهورى اسلامى حرف بزنند و اين هم آزادند. يك دسته نفهم هم مىگويند:
نخير، بايد اين چيزها باشد! اينها مقصودشان اين نيست كه آزاد باشيم، اينها مقصودشان آن نقشهاى است كه طرح شده است برايشان و مرتب مىخواهند پياده كنند آن را، آزاد باشيم كه به هر چيزى از شعار اسلامى كه هست بتازيم، آزاد باشيم كه در دانشگاهها آن شعارهايى كه همهاش به ضد قرآن است بنويسيم، آزاد باشيم كه با همه شعائر اسلامى مخالفت كنيم، آزاد باشيم كه هر چه دلمان مىخواهد به ضد ارتش، به ضد روحانى، به ضد مؤمنين، متديّنين بگوييم. بعد اجتماعى درست بكنند و جدا كنند يكى يكى طوايف را از هم.
طرح كنار گذاشتن روحانيت از سياست
امروز طرحشان اين است كه روحانيين بايد بروند و دعا بكنند و- عرض مىكنم كه- اينها. اين همان طرحى است كه امريكا نقشهاش را دارد و انگلستان هم از سابق داشته است و الآن هم همه دولتهايى كه، ابرقدرتهايى كه مىخواهند ايران را بچاپند و شرق را بچاپند و از اسلام مىترسند و از مظاهر اسلامى مىترسند؛ اين همان طرح است و من متأسفم كه اين طرح در قم دارد انجام مىگيرد. اگر بازارى قم، بازارى تهران با اين حرف