صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٧ - دسيسه براى تفرقه نيروها و ضربه به نظام اسلامى
الآن وضع ايران اين طورى شده است. يك وقت صحبت مىكردند كه اين ارتش طاغوتى است و مال رژيم سابق است و اينها قابل اينكه لشكر اسلام باشند، قابل اين نيستند و اينها بايد اصلش منحل بشود. خوب، در مقابلش صحبت شد كه نه، نبايد منحل بشود. اينها نمىخواستند ارتش را منحل كنند. اينها مىخواستند كه يك قوّه بزرگى، كه مىتواند كار انجام بدهد، او را از دست بگيرند و كنارش بگذارند. بعدش بيايند سراغ روحانيين، كه روحانيين نبايد اصلًا دخالت بكنند در امور سياسى. اينها بايد بروند تو مسجدها و دعا بخوانند و از اين كارها؛ نماز و دعا بخوانند. آنها را هم كنار بگذارند. بعد بيايند سراغ دولت و مردم و اينها كه آن قوا را از آنها گرفتند و اين قوّه روحانى را هم از آنها گرفتند و مردم را جدا كردند از ارتش، و مردم را جدا كردند از روحانيت، به حساب آنها برسند. دولت را از بين ببرند و رئيس جمهور را از بين ببرند و- عرض مىكنم كه- قدرتهاى ديگرى كه هستند، از بين ببرند؛ چون مىبينند اگر اينها با هم مجتمع باشند، يك قدرت بزرگى است كه نمىشود اين را از بين برد. خوب، ديدند كه اينها وقتى كه با هم اتصال پيدا كردند، وقتى مردم قيام كردند، ارتش هم به آنها متصل شد، بازار هم به آنها متصل شد، دانشگاه هم به آنها متصل شد؛ همه متصل شدند، يك قدرت بزرگى بود كه اين قدرت بزرگ نمىشود مقابلش ايستاد، هيچ حكومتى هم نمىتواند. و ديدند كه محمد رضا را با همه قدرتى كه داشت، بيرون كردند. و آنهايى هم كه تبع او بودند و در رديفهاى بالا بودند، كه خيانتكار بودند، آنها را هم همين ملت و همين ارتش و همين قواى مسلّحه و نظامى و انتظامى از بين بردند. از اين جهت، باز دنبال اين نقشه هستند.
اين طور نيست كه يك دستهاى كه در تهران راهپيمايى مىكنند و در قم راهپيمايى مىكنند، اينها با اشخاص مخالف باشند. اينها، آنهايى كه كارگردانها هستند- نه آنهايى كه بازى خورده هستند- آنها دنبال اين هستند كه اسلام را از بين ببرند؛ چون از او بد ديدند. از اين جهت، يك شعارهايى درست مىكنند كه اين شعارها به ذهن مردم زننده نباشد و همراه با هم پيدا بكنند.
لهذا، مىبينيد كه همينهايى كه يك وقتى مىگفتند ارتش را بايد كنار گذاشت، حالا