آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٢ - تنبيه آخر دو جهت تناسب مقام ربوبيت عالميان با تحميد
مىگوييم. و آن از دو جهت متناسب است:
يكى آن كه چون خود حامد از عالميان بلكه خود گاهى عالمى برأسه است، بلكه در نظر اهل معرفت هر يك از موجودات عالمى برأسه مىباشد، تحميد حق كند كه او را با دست تربيت مقام ربوبيّت از ضعف و نقص و وحشت و ظلمت نيستى هيولانى، به قوّت و كمال و طمأنينه و نورانيّت عالم انسانيّت آورد، و از منازل جسمى و عنصرى و معدنى و نباتى و حيوانى در تحت نظامى مرتّب به حركات ذاتيّه و جوهريّه و عشقهايى فطرى و جبلى عبور داد و به منزلگاه انسانيّت كه اشرف منازل موجودات است رسانيد. و پس از اين نيز تربيت كند تا آن كه آنچه در وهم تو نايد آن شوم.
| «پس عدم گردم عدم چون ارغنون | گويدم انا إليه راجعون[٣٩٨] | |
و ديگر آن كه چون تربيت نظام عالم ملك از فلكيّات و عنصريّات و جوهريّات و عرضيّات آن، مقدّمه وجود انسان كامل است و در حقيقت اين وليده عصاره عالم تحقّق و غاية القصواى عالميان است و از اين جهت آخر وليده است، و چون عالم ملك به حركت جوهريّه ذاتيّه متحرّك است و اين حركت ذاتى استكمالى است به هرجا منتهى شد آن غايت خلقت و نهايت سير است، و چون به طريق كلّى نظر در جسم كلّ و طبع كلّ و نبات كلّ و حيوان كلّ و انسان كلّ افكنيم انسان آخرين وليدهاى است كه پس از حركات ذاتيّه جوهريّه عالم به وجود آمده و منتهى به او شده، پس دست تربيت حق تعالى در تمام دار تحقق به تربيت انسان پرداخته است و الانسان هو الأوّل و الآخر.
و اين كه ذكر شد، در افعال جزئيّه و نظر به مراتب وجود است، و الّا به حسب فعل مطلق از براى فعل حق تعالى غايتى جز ذات مقدّسش نيست
[٣٩٨] -« بار ديگر از ملك قربان شوم- آنچه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون- گويدم كانا إليه راجعون».- مولوى