آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٨ - فصل اول در حقيقت نيّت است در عبادات
مىبينى كه در هر نماز مدتهاى مديد خود را معطل مىكند كه نمازش با نيّت و عزم موجود شود. و اين شخص به آن ماند كه مدتها تفكر كند كه براى بازار رفتن يا نهار خوردن نيّت و عزم تهيه كند. بيچارهاى كه بايد نماز معراج قرب و مفتاح سعادت او باشد و با تأدّب به آداب قلبيّه و اطّلاع بر اسرار اين لطيفه الهيّه تكميل ذات و تأمين نشئه حيات خود كند، از همه اين امور غفلت كرده، بلكه اين امور را لازم نداند سهل است، همه را باطل شمارد و سرمايه عزيز خود را صرف در خدمت شيطان و اطاعت وسواس خنّاس كند و عقل خدا داد را كه نور هدايت است محكوم حكم ابليس كند.
عبد اللّه بن سنان گفت: «ذكر كردم پيش حضرت صادق مردى را كه مبتلا بود به وضوء و نماز (يعنى وسواسى بود) و گفتم: او مرد عاقلى است.
فرمود: چه عقلى دارد، با آنكه اطاعت شيطان مىكند. گفتم: چگونه اطاعت شيطان مىكند؟ فرمود: سؤال كن از او اين كه مىآيد او را از چه چيز است، مىگويد از عمل شيطان است.»[٢١٢] بالجمله، قطع اين ريشه را انسان بايد با هر رياضت و زحمتى است بكند، كه از همه سعادات و خيرات انسان را باز مىدارد. ممكن است چهل سال انسان جميع عباداتش حتى به حسب صورت نيز صحيح بهجا نيايد و اجزاى صورى فقهى هم نداشته باشد، فضلا از آداب باطنيّه و شرعيّه.
مضحكتر آنكه بعضى از اين اشخاص وسواسى عمل جميع مردم را باطل مىدانند و تمام مردم را بىمبالات به دين محسوب مىكنند. با آنكه خود اگر مقلّد است، مرجع تقليدش نيز چون متعارف مردم مىباشد، و اگر اهل فضل است، به اخبار رجوع كند ببيند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه هدى عليهم السلام نيز در اين امور متعارف بودند. فقط در تمام مردم اين طايفه وسواسيّه هستند كه به خلاف رسول خدا و ائمّه معصومين عليهم السلام و فقهاء مذهب و علماء ملت عمل مىكنند، و اعمال همه را ناچيز مىشمارند و
[٢١٢] - اصول كافى، ج ١، ص ١٣،« كتاب العقل و الجهل»، حديث ١٠.