آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٥ - باب دوم در اعتبارات قلبيّه ستر عورت است
متين در علوم عاليه پيوسته است كه جميع دائره وجود از اعلى مراتب غيب تا ادنى منازل شهود عين تعلّق و ربط و محض تدلّى و فقر است به قيّوم مطلق جلّت عظمته، و شايد اشاره به اين معنى باشد آيه مباركه يا ايُّهَا النّاسُ انْتُمُ الْفُقَراءُ الىَ اللَّه و اللَّه هُوَ الْغَنِى الْحَميد.[١٣٧] چه اگر موجودى از موجودات در حالى از حالات و آنى از آنات و حيثيّتى از حيثيّات تعلّق به عزّ قدس ربوبى نداشته باشد از بقعه امكان ذاتى و فقر خارج و در حريم وجوب ذاتى و غنا داخل گردد. و عارف باللّه و سالك إلى اللّه بايد اين مطلب حقّ برهانى و اين لطيفه الهيّه عرفانيّه را به واسطه رياضات قلبيّه از حدّ عقل و برهان در لوح قلب نگاشته به سر حدّ عرفان رساند تا آن كه حقيقت ايمان و نور آن در دلش جلوه كند. و اصحاب قلوب و اهل اللّه از حدّ ايمان به منزل كشف و شهود قدم گذارند. و آن با شدّت مجاهده و خلوت مع اللّه و عشق باللّه حاصل شود، چنانچه در مصباح الشريعة گويد كه حضرت صادق عليه السلام فرمود:
العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع اللّه. لو سها قلبه عن اللّه طرفة عين، لمات شوقا إليه. و العارف امين ودائع اللّه، و كنز اسراره، و معدن نوره، و دليل رحمته على خلقه، و مطيّة علومه، و ميزان فضله و عدله. قد غنى عن الخلق و المراد و الدّنيا، و لا مونس له سوى اللّه، و لا نطق و لا اشارة و لا نفس الّا باللّه للّه من اللّه مع اللّه. [١] بالجمله، سالك چون خود را به جميع شئون عين حضور ديد، ستر جميع عورات ظاهريّه و باطنيّه كند براى حفظ محضر و ادب حضور. و چون
______________________________
[١]- «عارف جسمش در ميان خلق است و دلش با خداست. اگر يك چشم بهم زدن دلش از خدا غافل شود از شدت شوق به خدا هلاك گردد. و عارف امين امانتهاى الهى، گنجينه اسرار خدا، معدن نور او، راهنماى رحمت او بر خلقش، حامل علوم او و ميزان فضل و عدل اوست. عارف از خلق، مرادهاى دنيوى، و از دنيا بىنيازى جسته و جز خدا همدمى ندارد، و سخنى نمىگويد، اشارهاى نمىكند و دنيوى، و از دنيا بىنيازى جسته و جز خدا همدمى ندارد، و سخنى نمىگويد، اشارهاى نمىكند و نفسى نمىكشد جز به خدا، براى خدا، از خدا و با خدا.» مصباح الشريعة، «الباب الخامس و التّسعون، فى المعرفة».
[١٣٧] -« اى مردم شماييد نيازمندان به خدا و خداست بىنياز ستوده.»( فاطر- ١٥)