آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٥ - فصل دوم در آداب قلبيه قنوت است
بنده با حق است و مشتمل بر تعداد عطاياى كامله الهيّه است كه با حال قنوت كه حال مناجات و انقطاع به حق است تناسبى تامّ دارد و بعضى از مشايخ بزرگ رحمه اللّه بر آن تقريبا مواظبت داشت، دعاى يا من اظهر الجميل است كه از كنوز عرش است، و تحفه حق براى رسول خدا است، و براى هر يك از فقرات آن فضائل و ثوابهاى بسيار است، چنانچه در توحيد شيخ صدوق رحمه اللّه است.[٥٨٥] و بهتر در ادب عبوديّت آن است كه در حال قنوت، كه حال مناجات و انقطاع به حق است در خصوص صلاة، كه همهاش اظهار عبوديّت و ثناجويى است، و در اين حالت كه ذات مقدّس حق جلّ و علا بالخصوص فتح باب مناجات و دعا به روى عبد فرموده و او را به اين تشريف شرافت داده، بنده سالك نيز ادب مقام مقدّس ربوبيّت را نگاه دارد، و از ادعيه خود مراقبت كند كه مشتمل بر تسبيح و تنزيه حق تعالى و متضمّن ذكر و ياد حق باشد، و چيزهايى كه از حق در اين حال شريف مىخواهد از سنخ معارف الهيّه و طلب فتح باب مناجات و انس و خلوت و انقطاع به سوى او باشد، و از طلب دنيا و امور خسيسه حيوانيّه و شهوات نفسانيّه احتراز كند، و خود را در محضر پاكان شرمسار ننمايد و در محفل ابرار بىمقدار نكند.
اى عزيز، قنوت دست شستن از غير حق و اقبال تامّ به عزّ ربوبيّت پيدا كردن است، و كف خالى و سؤال به جانب غنىّ مطلق دراز نمودن است، و در اين حال انقطاع، از بطن و فرج سخن راندن و از دنيا ياد كردن كمال نقصان و تمام خسران است.
جانا، اكنون كه از وطن خود دور افتادى و از مجاورت احرار محجور شدى و گرفتار اين ظلمتكده پررنج و محن گرديدى، خود چون كرم ابريشم بر خود متن.
عزيزا، خداى رحمن فطرت تو را به نور معرفت و نار عشق تخمير
[٥٨٥] - التّوحيد،« باب اسماء اللّه تعالى»، باب ٢٩، حديث ١٤.