آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٤ - فصل چهارم در بعض آداب تسميه است
شيطان و شرور و دامهاى او براى حصول مقصود اصلى و منظور ذاتى، پس، در حقيقت غايت استعاذه براى سالك، حصول آن كمال مترقّب و سعادت مطلوبه است. و غاية الغايات و منتهى الطّلبات، حق تعالى جلّت عظمته است، و در اين مقام يا پس از آن همه چيز محو شود جز او جل و علا و استعاذه از شيطان بالتّبع و در حال صحو واقع مىشود. و الحمد للّه اولا و آخرا.
فصل چهارم در بعض آداب تسميه است
روى في التّوحيد عن الرّضا عليه السلام حين سئل عن تفسير «البسملة» قال: معنى قول القائل: بسم اللّه، اى اسم على نفسي سمة من سمات اللّه، و هي العبادة. قال الرّاوى فقلت له: ما السّمة؟ قال: العلامة. [١] بدان، جعلك اللّه و ايّانا من المتسمّين بسمات اللّه، كه دخول در منزل «تسميه» براى سالك ميسور نيست مگر بعد از دخول در منزل استعاذه و استيفاء حظوظ آن منزل. تا انسان در تصرّف شيطان و مقهور در تحت سلطنت او است، متّسم به سمات شيطانيّه است. و اگر غلبه تامّه بر باطن و ظاهر او كرد، خود به تمام مراتب آيت و علامت او گردد، و در اين مقام اگر تسميه گويد، با اراده و قوّه و لسان شيطانى گويد، و از استعاذه و تسميه او جز تأكيد سلطنت شيطانيّه چيزى حاصل نشود. و چون از خواب غفلت با توفيق الهى برخاست و حالت يقظه براى او پيدا شد و لزوم سير و سلوك إلى اللّه را در منزل يقظه به نور فطرت الهيّه و انوار تعليمات قرآنيّه و سنن هاديان طريق توحيد
______________________________
[١]- «در كتاب توحيد از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه وقتى تفسير «بسمله» (بسم اللّه) از حضرتش سؤال شد، فرمود: معناى اينكه گوينده مىگويد بسم اللّه اين است كه من بر خود «سمه» (نشانهاى) از سمات خدا مىنهم، و آن نشانه، عبادت است. راوى گفت پرسيدم: سمه يعنى چه؟
فرمود: نشانه.» التوحيد، ص ٢٢٩، باب ٣١، حديث ١. معانى الاخبار، ص ٣.