آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٠ - خاتمه در ذكر ترجمه پارهاى از روايات شريفه است
عالم در آخرت صورتهاى اخروى است.
و از احاديث اين باب صورت اخروى اعمال نيز مستفاد شود. كافى شريف سند به حضرت باقر العلوم عليه السلام رساند كه فرمود: «رسول خدا فرمود: من و كتاب خدا و اهل بيتم اول كسى هستيم كه وارد شويم بر عزيز جبّار، پس از ما امّت من وارد شوند. پس از آن سؤال كنم كه چه كرديد با كتاب خدا و اهل بيت من.»[٣١٢] و در حديث ديگر است كه مىفرمايد جبّار عزّ و جلّ به قرآن: «به عزت و جلال و بلندى مقامم قسم كه البتّه اكرام كنم كسى را كه اكرام كرده است تو را، و اهانت كنم كسى را كه اهانت كرده تو را.»[٣١٣] و بايد دانست كه اگر احياء احكام و معارف قرآن را به عمل به آن و تحقّق به حقيقت آن نكنيم، در آن روز جواب رسول خدا را نتوانيم داد. كدام اهانت بالاتر از آن است كه پشت پا به مقاصد و دعوتهاى آن زده شود؟ اكرام قرآن و اهل آن، كه اهل بيت عصمت است، فقط به بوسيدن جلد آن و ضريح مطهّر اينها نيست، اين يك مرتبه ضعيفه از احترام و اكرام است، كه اگر به دستورات آن و فرمايشات اينان عمل كرديم مقبول است، و الّا شبيه به استهزاء و بازيچه است. و در احاديث شريفه تحذير سخت شده است از قارى قرآن كه عامل به آن نباشد، چنانچه از عقاب الأعمال شيخ صدوق رضوان اللّه عليه منقول است به سند خودش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود در حديثى كه «كسى كه تعلّم قرآن كند و عمل به آن نكند و حبّ دنيا و زينت آن را بر آن ترجيح دهد و اختيار كند، مستحقّ سخط خدا شود، و مىباشد در درجه با يهود و نصارى كه كتاب خدا را به پشت سر خود انداختند. و كسى كه قرائت قرآن كند و اراده كند به آن سمعه[٣١٤] و وصول به دنيا را، ملاقات كند خدا را
[٣١٢] - اصول كافى، ج ٤، ص ٤٠٠،« كتاب فضل القرآن»، باب ١، حديث ٤.
[٣١٣] - منبع پيشين، حديث ١٤.
[٣١٤] سمعه از اقسام ريا است و آن عبارت است از اينكه عبادت خود را به گوش مردم برساند براى جلب قلوب آنها.