آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٨ - فصل چهارم نكوهش و رد بر يك طايفه از نادانان و محرومان از معارف الهيه
انوارى مثل نور شمس و قمر و بالاتر از آن مىديد؟ آيا آن قلب سليمى كه معصوم عليه السلام در ذيل آيه شريفه الّا مَنْ اتَى اللَّه بِقَلْبٍ سَليم[٢٣٠] فرمود:
«سليم آن است كه ملاقات كند حق تعالى را در صورتى كه در آن غير حق نباشد.»[٢٣١] مقصود از آن كه غير حق نباشد، يعنى غير كرامت حق نباشد؟ كه برگشت به آن كند كه غير از گلابى و زردآلو نباشد؟
خاك بر فرق من كه عنان قلم از دستم رها شد و به شطحيّات مشغول شد. ولى لعمر الحبيب كه مقصودى از اين كلام نيست جز آن كه براى برادران ايمانى، خصوصا اهل علم، تنبّهى حاصل آيد و لااقلّ منكر مقامات اهل اللّه نباشند، كه اين انكار سر منشأ تمام بدبختيها و شقاوتها است. مقصود ما آن نيست كه اهل اللّه كيانند، بلكه مقصود آن است كه مقامات انكار نشود، امّا صاحب اين مقامات كيست، خدا مىداند. و اين امرى است كه كسى را بر آن اطلاعى نيست- «آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد».[٢٣٢] و يك طائفه ديگر آنانند كه مقامات اهل معرفت را منكر نيستند و عناد با اهل اللّه ندارند، ولى اشتغال به دنيا و تحصيل آن و اخلاد به لذّات فانيه آنها را از كسب علمى و عملى و ذوقى و حالى بازداشته. اينها مريضانى را مانند كه تصديق مرض خويش را دارند، ولى شكم آنها را نمىگذارد كه بپرهيز و خوردن دواى تلخ اقدام كنند، چنانچه طائفه اول مريضانى را مانند كه اصل وجود چنين مريضى و مرضى را در دار تحقّق تصديق نكنند، با آن كه خود مبتلا هستند، اصل وجود مرض را انكار كنند.
و يك طايفه آنانند كه به كسب علمى پرداختند و اشتغال به تحصيل معارف علما پيدا كردند، ولى از حقايق معارف و مقامات اهل اللّه به اصطلاحات و الفاظ و به زرق و برق عبارات اكتفا نموده خود و عدّهاى بيچاره را در رشته الفاظ و اصطلاحات به زنجير كشيده و از جميع مقامات قناعت به
[٢٣٠] -« ... جز آن كس كه با قلب سليم نزد خدا آيد.»( شعراء- ٨٩).
[٢٣١] - اصول كافى. ج ٣، ص ٢٦،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب الاخلاص»، حديث ٥.
[٢٣٢] -« اين مدعيان در طلبش بىخبرانند- آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد».- سعدى