آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣١ - تنبيه عرفانى مراتب شهادت
حق جلّ و علا. و اگر در قلب سالك اعتماد به موجودى از موجودات و اطمينان به احدى از آحاد باشد، قلبش معلّل و شهادتش زور و مختلق است.
پس، سالك بايد حقيقت لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه را اوّل با برهان حكمى مستحكم كند، و از معارف الهيّه، كه غايت بعثت انبياء است، فرار نكند، و از تذكّر حق و شئون ذاتيّه و صفاتيّه اعراض نكند كه سرچشمه تمام سعادتها تذكّر حق است: وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَانَّ لَهُ مَعيْشَةً ضَنْكاً.[١٨٠] و پس از آن كه به حقيقت اين لطيفه الهيّه كه سر چشمه معارف الهيّه و باب الابواب حقايق غيبيّه است با قدم تفكّر و برهان رسيد، به قدم تذكر و رياضت قلب را با آن مأنوس كند تا قلب ايمان آورد به آن. و اين اول مرتبه صدق مقاله او است، و علامت آن، انقطاع به حق و چشم طمع و اميد از جميع موجودات پوشيدن است، و نتيجه آن توحيد فعلى است كه از مقامات بزرگ اهل معرفت است. و چون سالك إلى اللّه قصر جميع تأثيرات را در حق كرد و چشم طمع را از جميع موجودات جز ذات مقدّسش بست، لايق محضر مقدّس شود، بلكه قلبش فطرتا و ذاتا متوجّه به آن محضر شود. و شايد تكرار شهادت براى تمكين باشد و مقصود از شهادت يكى از دو شهادت باشد. و شايد تكرار نباشد و يكى اشاره به الوهيّت ذاتيّه، و ديگر اشاره به الوهيّت فعليّه باشد، در اين صورت ممكن است اعاده آن در آخر براى تمكين باشد، و از اين جهت به لفظ شهادت آنجا ذكر نشده.
تنبيه عرفانى [مراتب شهادت]
بدان كه از براى شهادت مراتبى است كه ما به بعض مراتب آن اكتفا مىكنيم به حسب مناسبت اين اوراق.
اول، شهادت قوليّه است. و آن معلوم است. و اين شهادت قوليّه اگر مشفوع با شهادت قلبيه نشود، و لو به بعض مراتب نازله آن، شهادت نخواهد
[١٨٠] -« هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگانى سختى خواهد داشت.»( طه- ١٢٤)