آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٩ - فصل دوم در بعضى از آداب و اسرار تكبيرات اذان و اقامه است
الملائكة، ثمّ جاءت و سلّمت على النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله افواجا ...
الحديث. [١] و در اين حديث شريف اسرارى بزرگ است كه دست آمال ما از آن كوتاه است. و آنچه ذكركردنى است اكنون از مقصد ما خارج است، مثل سرّ تنزل محمل از نور، و سرّ كثرت انوار، و سرّ كثرت نوعيّه، و سرّ عدد اربعين، و سرّ تنزيل خدا آن را، و سرّ احاطه آنها حول عرش، و حقيقت عرش در اين مقام، و سرّ اصفرار صفره و احمرار حمره به واسطه آنها، و سرّ نفور فرشتگان، و سجده كردن آنها و تسبيح و تقديس آنها، و تشبيه كردن آنها آن را به نور پروردگار، الى غير ذلك كه بيان در اطراف هر يك طولانى است. و آنچه تناسب با اين مقام دارد و شهادت بر مطلب ما مىدهد، آن است كه ملائكة اللّه به واسطه تكبير جبرئيل ساكت و مطمئن شدند، و اجتماع بر گرد شمع جمع ولىّ مطلق كردند، و به واسطه تكبير فتح آسمان اول گرديد و يكى از حجب، كه بين راه عروج إلى اللّه بود، خرق گرديد. و بايد دانست كه اين حجب كه در اذان خرق و رفع شود غير از حجبى است كه در تكبيرات افتتاحيه است، و شايد پس از اين اشاره به اين معنى بيايد ان شاء اللّه.
و شايد اين كه در اقامه دو تكبير وارد است، براى آن است كه سالك قواى خود را در محضر اقامه نموده و از كثرت تا اندازهاى رو به وحدت رفته تكبير ذات و اسماء و يا اسماء و صفات كند، و شايد در تكبير ذات و اسماء تكبير صفات و افعال منطوى باشد.
______________________________
[١]- خداوند عزيز جبّار بر پيامبر محملى از نور فرستاد كه چهل نوع از انواع نور در آن بود كه بر اطراف عرش خداوند تبارك و تعالى حلقه زده بودند چنانكه چشم هر بيننده را خيره مىساخت. يكى از آنها نور زرد بود، پس به اين جهت زردى زرد شد. و يكى از آنها سرخ بوده، براى آن سرخى سرخ شد.- تا اينكه فرمود: پس پيامبر در آن نشست، سپس به آسمان دنيا عروج كرد، پس ملائكه به اطراف آسمان گريختند و سپس به سجده افتاده و گفتند: منزّه و مقدّس است پروردگار ما و پروردگار ملائكه و روح، اين نور چقدر شبيه به نور پروردگار ماست! پس جبرئيل گفت: اللّه اكبر، اللّه اكبر. پس ملائكه ساكت شدند و آسمان باز شد و ملائكه مجتمع گشته و سپس آمدند و گروه گروه بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سلام كردند ..». علل الشّرائع، ج ٢، ص ٣١٢، «باب علل الوضوء و الاذان و الصّلاة»، حديث ١.