یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ١٥٤
٢٨. خفت مؤونه از جهت عادات و اعتیادات شخصی، از جهت تشریفات غذا و لباس، از جهت عرف و تعارفات معموله.
٢٩. در دعوت و رهبری، اول (دوره مکه) تربیت کرد و بعد در دوره مدینه وارد فعالیت عملی شد. لهذا آیات مکیه بیشتر اعتقادی و اخلاقی است و آیات مدنیه احکام. کار خود را با اطرافیان فاسد یا خام آغاز نکرد ..
٣٠. اول از عشیره خود شروع کرد و تصفیهای در آنجا به عمل آورد که وای بر خویشاوند فاسد و منتسب!.
٣١. روش آن حضرت در دعوت بر تحریک عقلها بود نه بر تعبد و به اصطلاح ایمان تعبدی مانند مسیحیان. قرآن میفرماید: ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة. او میخواست از بیداری مردم استفاده کند نه از خواب آنها. با نقاط ضعف مردم مبارزه میکرد، نه اینکه مانند بعضیها از نقاط ضعف مردم بهره برداری کند [١]. او معتقد به اصل «خذ الغایات و اترک المبادی» نبود، نمیگفت بگذار ایمان مردم پیدا شود ولو از راه خرافات باشد. لهذا در فوت ابراهیم علناً با اعتقاد جاهلانه مردم مبارزه کرد که گفتند علت انکساف خورشید فوت ابراهیم یگانه پسر پیغمبر بوده است. (نمره ٩ و ٢٠).
٣٢. یکی از متدها و روشهای آن حضرت نرمش در مسائل شخصی و صلابت در مسائل اصولی بود [٢]. او هم مصداق «لنت لهم» بود و هم مصداق «فاستقم»، هم «اذن خیر لکم» بود، هم مصداق «فاذا عزمت فتوکل» [٣] ..
٣٣. با اصحاب خود دمکرات بود نه مستبد، به آنها شخصیت میداد، رأی و عقیده آنها را کاملًا محترم میشمرد و حتی انتقاد آنها را تحمل میکرد، نظیر آنچه در جنگ حنین موقع تقسیم غنایم
[١] همچنان که از واهمه مردم به واسطه دبدبه و کبکبه استفاده نمیکرد. لهذا به مردی که از او مرعوب شد گفت: هوّن علیک فانّی ابن امرأة تأکل القد.[٢] رجوع شود به نمره ٣ و نمره ١١.[٣] رجوع به نمره ٤٨