یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠ - موعود اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٩، ص: ٣٩٠
موتها و به حکم: و النهار اذا جلّیها، و نفی دیدهای بدبینانه و مأیوسانه به آینده بشریت امثال راسل، همچنین است اصل زندگی مقرون به صلح و صفا و اخوت و محبت و تعاون و از بین رفتن درنده خوییها که: و یذهب الشر و یبقی الخیر (البته در جهان انسانها، نه در کل جهان که فکر زردشتی است) و این برضد فلسفه تنازع بقاست که اصل لاینفک در ذی حیاتها تلقی شده است. و از این قبیل است اصل سازگاری انسان و طبیعت که با تعبیر «و تخرج الارض افلاذ کبدها» در حدیث و به صورت «و اخرجت الارض اثقالها» و یا «و لو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض» [در قرآن] بیان شده است. و از این قبیل است پیروزی نهایی صلاح و تقوا بر زر و زور و فریب، و انتخاب اصلح به معنی انتخاب پاکتر نه انتخاب اقوی ..
عنصر انسانی یا فرهنگی و آموزش و پرورشی عبارت است از حکومت علی الاطلاق عقل و حکمت و معرفت و تجارب بر انسان و محکوم شدن و انقیاد خشم و شهوت، که این نیز یک ایده اسلامی است [١]. و همچنین منسوخ شدن عملی زنا، شرب خمر، ربا، دروغ، غیبت و غیره عنصر تربیتی این ایده است، چون همه اینها ناشی از ناهمواریهای اجتماع از یک طرف و نبودن تربیت صحیح از طرف دیگر است ..
عنصر سیاسی: تشکیل حکومت جهانی واحد و سقوط مرزها و حدود و ثغور و درآمدن بشریت به صورت یک خانواده (و شاید یک زبان نیز [٢])، جنسیتها و ملیتها همه از بین میرود، من ایرانی و تو
[١] راجع به عنصر فرهنگی و آموزش و پرورشی باید گفت که برخلاف زعم بعضی جرم و جنایت و معصیت حق یک ضرورت نیست، بلکه یک انحراف است. اگر زندگی بر پایه عقل و ایمان بگردد- و چنین امکانی هست- موضوع مجازاتها، دست بریدنها، زندانها، اعدامها، تازیانه زدنها، از کوه پرت کردنها که در همه قوانین از آن جمله اسلام آمده است منتفی میشود. ایدهای که از این اصل گرفته میشود این است که انسانها آن گونه باید تربیت شوند که جرم واقع نشود. علیهذا جرم و جنایت یک ضرورت نیست، قوانین جزایی ممکن است موضوعاً منتفی شود.[٢] در این باره مطالعه شود.