یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - یادداشت اعجاز قرآن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٨٢
دنیا میرسد، اما انسانی که علم میشناسد در میان دو پرانتز تولد و مرگ قرار گرفته، ماقبل و مابعدی ندارد. خدایی که قرآن میشناساند با خدایی که علم و فلسفه میشناساند متفاوت است و در صفحه ٣٧٥ بحث شد و تکرار نمیشود. جهانی هم که قرآن میشناساند با جهانی که علم و فلسفه میشناساند متفاوت است. جهانِ قرآن معنیدار است، هدفدار است، در آن لغو و بیهودگی وجود ندارد، سراسر شعور است، تسبیح است، حمد است ..
میتوان گفت که قرآن برای این آمده است که انسان را به انسان و خدا را به انسان بشناساند که ایندو از یکدیگر تفکیک پذیر نیست.
شناخت واقعی خدا بدون شناخت نفس، و شناخت نفس بدون شناخت خدا میسر نیست و بالتبع شناخت جهان به عنوان جایگاه و موقعیتی که انسان در جهان دارد [لازم است]، و دیگر شناخت اینکه در این جهان چه باید بکند. سه شناخت اول در این جمله خلاصه میشود: رحم اللَّه امرأ عرف من أین و فی أین و الی أین، و این سه جمله درباره انسان است.«من این» یعنی انسان از کجا آغاز میشود؟
به عبارت [دیگر] خدا، «فی أین» یعنی جهان به اعتبار جایگاه انسان و «الی أین» یعنی خدا به اعتبار بارانداز انسان ..
در حدیث دیگر آمده است:.
وجدت علم الناس فی اربع: اولها ان تعرف ربک، ثانیها ان تعرف ماذا صنع بک، ثالثها ان تعرف ماذا یرید منک، رابعها ان تعرف ماذا یخرجک من دینک..
معرفت جهان در جمله «ان تعرف ماذا صنع بک» مندرج است ..
در قرآن قصص انبیا و عبرتهای تاریخی آمده است، برای چه؟
برای اینکه انسان پند بیاموزد، بداند چه باید بکند، و در حقیقت تاریخ را به عنوان یک آزمایشگاه و لابراتوار انسانی یادآوری میکند. در قرآن به مطالعه طبیعت دعوت شده است برای اینکه