یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧ - اسلام و عمل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٧
عمومی جهانی و بهداشتهای جهانی و اقتصادهای جهانی، و شاید کم و بیش بعضی سازمانهای وابسته به سازمان ملل مانند یونسکو و یونیسف از این نوع باشد. به هر حال مقصود این نیست که درباره ماهیت اینها اظهار نظر نشود که چه اندازه جنبه انساندوستی دارد و چه اندازه ملعبهای است برای استعمار و ماسکی است که استعمار به چهره زده است ..
این مبحث با مبحثی که اصولیین در مباحث برائت و احتیاط طرح کردهاند مبنی بر اینکه آیا عقل به تنهایی میتواند حجت از طرف خدا بر بنده و از طرف بنده بر خدا باشد یا نه، یک ریشه دارد. رجوع شود به بیان علمای اصول در ذیل آیه کریمه و ما کنا معذّبین حتی نبعث رسولًا.
انواع تسلیم:
١٢. حقیقت اسلام تسلیم حقیقت بودن است. تسلیم بر سه قسم است: تسلیم تن یا عضو و جارحه، مانند دست بالای یک نفر یاغی و یا تسلیمهای زبانی محکومین که اقرارهایی به زور از آنها گرفته میشود. تن و یا عضو را میتوان به وسیله زور یا زر وادار به تسلیم کرد. تواضعهای چاپلوسانه برخی در مقابل صاحبان زر و زور و یا اشعار متملّقانه برخی از شعرا از قبیل تسلیم بدن است. نوع دیگر، تسلیم عقل است [١]. عقل جز در برابر دلیل و برهان هرگز تسلیم و خاضع نمیشود. نتیجه تسلیم عقل به دلیل، اعتقاد است. اعتقاد تابع دلیل و برهان است. اگر دلیل کافی نباشد شک باقی است، هرچند برخلاف میل خود شخص باشد. نتیجه تسلیم عقل، علم و یقین است.
نوع دیگر تسلیم، تسلیم اراده و جوهره انسانیت است. حقیقت ایمان، این تسلیم است. علم و اعتقاد ایمان نیست، همان طوری که
[١] در یکی از ورقههای تسلیم گفتهایم که لازمه هر تسلیمی دست بسته بودن است الّا تسلیم عقل و اراده در برابر حقیقت که لازمهاش دست باز بودن است. تسلیم بودن عقل که مقیاس است مثل تسلیم ترازو و سلامت ترازوست که باید بیطرف باشد. ترازو بودن ترازو به بیطرفی و حساسیت است. عناد و تعصب، عقل را از بی طرفی خارج میکند.