یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١ - یادداشت توحید، خداشناسی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٠١
مربوط به گذشته است و گذشته است که حاضر را به وجود آورده و لاغیر ..
اما هدایت مورد نظر ما به این نحو است که شیء با آینده خود مربوط است و یک جاذبه خاصی از آینده او را میکشاند. مرحله بعدی است که مرحله قبلی را به وجود میآورد نه مرحله قبلی مرحله بعدی را. برای اینکه مرحله بعدی مرحله قبلی را به وجود آورد لازم است کششی در مرحله قبلی به سوی مرحله بعدی باشد. پس باید نیروی فعالی در هر مرحله باشد که شیء را به سوی آینده بکشاند ..
اکنون ببینیم از روی چه قرینهای میتوانیم بفهمیم که اصل هدایت در کار است. البته از طرز کار. اگر برای توجیه طرز کار، ساختمان مادی و ماشینی خود شیء کافی بود و هر حرکتی از حرکات آن موجود مولود یک حرکت دیگر بود به طوری که از اولی دومی را میتوان پیش بینی کرد، حرکت دوم معلول سادهای بود از حرکت اول، در این صورت هیچ گونه دلیلی بر اصل هدایت وجود ندارد. اما اگر طرز کار آن موجود نشان داد ابتکار را، عدم وابستگی کامل حاضر را به گذشته، ناچار باید به اصل هدایت یعنی به نیروی کشش به سوی آینده و اینکه مافوقی این موجود را بالا میکشد ایمان داشته باشیم.
ماشین قدرت اختراع و کشف یک اصل و قاعده جدید ندارد:
مثلًا مانعی ندارد که ماشینی اختراع شود که عملیات جمع و تفریق و ضرب و تقسیم را انجام دهد. در واقع این سازنده است که این عمل را انجام میدهد. این سازنده است که مثلًا حالتی برای این ماشین اختراع کرده که اگر ٢٥+ ٢٥ را آنطور که خود قرارداد کرده بزنیم ماشین عکس العملی که نشان بدهد این است که ٥٠ را در جواب ارائه میدهد و در ضرب ٦٢٥ را نشان میدهد. اما ماشین قادر به ابتکار و اختراع یک قاعده ریاضی نیست. ماشین ترجمه قادر است که زبانی را به زبان دیگر ترجمه کند اما قادر نیست که اشتباه گوینده را تصحیح کند، در صورتی که یک مغز مبتکر اشتباه گوینده را نیز تصحیح میکند و ابتکار میکند. ما معتقدیم که در نیروی حیات،