یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - اسلام و ملیتها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٨٢
مهاجرتها و آمیزشها نژاد خالصی باقی نگذاشتند. پس آنچه وجود ندارد این است. اما آنچه وجود دارد این است که ما به صورت یک قوم تاریخی که در حال حاضر دارای حکومت و قانون و سیاست واحد هستیم و یک واحد اجتماعی میباشیم و تقریباً در عین اینکه نژادهای گوناگونی میباشیم یک قوم تاریخی هستیم و لااقل ایرانیهای فعلی چند قرن است که با هم زندگی میکنند و [دارای] خلق و خوی و افکار و عقاید و احساسات مشابهی هستند، به این معنی وجود داریم ..
پس ما یک واحد اجتماعی هستیم. خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و از آن بزرگتر قبیله است و از آن بزرگتر ملت است، ملت به اصطلاح شایع امروز نه به اصطلاح قرآن که قبلًا توضیح دادیم ..
گرایش به جنبههای ملی در زبان اروپاییان ناسیونالیسم نامیده میشود و بهطور کلی هر واحد اجتماعی احساسات و تعصبات و حس طرفداری و جانبداری به وجود میآورد. پس ناسیونالیسم از خانواده خودخواهی است با همه عوارض خوب و بدش، از غرور و خودپسندی و خودستایی و ندیدن عیب خود و دیدن عیب دیگران و بزرگ جلوه دادن محاسن خود ..
ناسیونالیسم بر احساسات متکی است نه بر عقل. آن اندازه که بر عقل متکی است این است که مردمی که با هم زندگی مشترک دارند خواه ناخواه حقوق مشترکی پیدا میکنند و باید رعایت کنند ..
اکنون ببینیم براساس احساسات ناسیونالیستی، ما چه چیز را باید ملی و چه چیزی را غیر ملی بدانیم، و در نتیجه آیا اسلام را از جنبه ناسیونالیستی باید از خود بدانیم یا بیگانه؟.
ممکن است کسی گمان کند که هر چیزی که از سرزمین ما ... [١]
پس دو مطلب گفته شد. یکی اینکه مقیاس چیست؟ پذیرش
[١] رجوع شود به مقاله دوم و سوم «مکتب اسلام» درباره ایران و اسلام.