یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢٩٠
میشود که ذات کامل وجودش ممتنع نیست و مانعی هم ندارد و اقتضای وجودش به حد وجوب است. پس چنین ذاتی که ما تصورش را داریم و میتوانیم تعقل کنیم، وجودش واجب است ..
در صفحه ٢٥٩ ضمن فلسفه کانت، از طرف کانت میگوید:.
چون در براهین حکما بر اثبات وجود باری نظر دقیق میکنیم میبینیم همه منتهی به سه برهان اصلی میشود: یکی برهان وجودی که آنسلم آورد و دکارت و هم مشربان او یعنی اکثر حکمای جزمی و اصحاب عقل همان را به عبارات مختلف پذیرفتهاند و بهطور خلاصه این است که ما تصور کمال و ذات کامل را داریم و ذاتی که وجود نداشته باشد کامل نیست [١] ذات کامل حقیقی ترین ذوات است، پس چگونه ممکن است وجود نداشته باشد؟ و لزوم وجود برای ذات کامل مانند لزوم دره است برای کوه یا لزوم وجود زاویه است برای مثلث. ولی عجب است که این استدلالیان توجه نمیکنند که وجوب کمال برای تصور ذات کامل پس از آن است که ذات کامل را متحقق بدانیم [٢]. آری کوه اگر موجود باشد دره لازم اوست، اما اگر کوه نباشد دره هم نخواهد بود و نیز ضرورت وجود زاویه برای مثلث سبب ضرورت وجود مثلث نمیشود. به عبارت دیگر تصور دره را برای کوه واجب میدانیم اما وجود کوه از کجا واجب شد؟! پس همچنین تصدیق میکنیم که تصور وجود برای تصور ذات کامل، واجب است اما تحقق وجود ذات کامل
[١] پس ما تصور ذاتی را داریم که وجود دارد. پس تصور کامل ملازم است با وجود داشتن آن، پس نفس تصور ما از کامل دلیل وجود واقعی و خارجی کامل است.[٢] یعنی کمال واقعی و به حمل شایع ملازم است با وجود، نه کمال مفهومی و به حمل اولی.