یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٠ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢٨٠
ثانیاً از کجای علم فهمیدید که دنیا ناظم واحدی ماوراء این علتهای منظم دارد؟ مگر آنکه بگوییم مقصود نویسنده که منکر جدایی طبیعت و ماوراء طبیعت است همان خود طبیعت است.
بنابراین عین انکار خدا و سپر انداختن در مقابل مادیین است ..
ثالثاً قرآن طبیعت را به عنوان خدا معرفی نمیکند، به عنوان اثر صنع خدا معرفی میکند ..
رابعاً صیغه معلوم و مجهول یعنی چه؟ عالِم نیز با صیغه معلوم تعبیر میکند و علت را نشان میدهد.
ثمره حصر علم به تجربیات:
خامساً مسئله مجهول؛ نه این مجهولْ لاینحل است و نه انبیا از مردم خواستهاند در برابر این مجهول سکوت کنند. ثمره انحصار علم به تجربیات، درماندگی در این اشکالات است ..
سادساً دیگر جایی برای فاعل کل و ناظم اصلی باقی نمیماند ..
عمده این است که اولًا نویسنده خیال کرده موحدین طرفدار معجزه هستند و معجزه یعنی اینکه فعلی بدون علت طبیعی وجود پیدا کند، پس علم آن را نقض کرده است و سخن دیگری جانشین آن کرده است. دیگر اینکه طبیعت و ماوراء طبیعتی نیست. میان خدا و طبیعت نباید جدایی انداخت. این اساس اشتباه این کتاب است ..
١٢. مسئله نظم به معنی نظم غایی عبارةٌ اخری از وجود نقشه و طرح قبلی است [١] ..
١٣. اما مسئله هدایت و راه هدایت ..
نظم حرکات اشیاء و طرز کار کردن آنها میرساند که گذشته از ساختمان منظم مادی آنها نیرویی در کار است که اشیاء را به سوی مقاصد کمالیشان هدایت و رهبری میکند [٢]. پس اصل هدایت یعنی اصل رهبری. نقطه مقابل اصل نظم، اصل اتفاق است. گفتیم که با اتفاق و تصادف نمیتوان تشکیلات اشیاء را توجیه کرد. اگر کسی
[١] رجوع شود به ورقههای یادداشت توحید و خداشناسی.[٢] البته این نیرو همان طوری که در مباحث «عشق» اسفار گفتهایم امری زاید بر وجود آنها نیست، وجود آنها عین عشق و هدایت است.