یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢٧٦
حکیمانه بودن خلقت است ..
در اینجا در سه قسمت باید بحث کنیم: اول ببینیم تعریف نظم چیست؟ آن چیزی که میگویند اگر وجود داشته باشد دلیل بر وجود صانع دانای توانای شاعر علیم حکیم است چیست؟ و چگونه دلالت دارد؟ ثانیاً آیا چنان نظمی که مورد نظر است وجود دارد یا نه؟ ثالثاً آیا قرآن به این اصل استناد کرده یا نکرده است؟.
نظم و ترتیب و اتقان صنع به معنی هدفی بودنِ مخلوقات است، به معنی این است که اصل «برای» در خلقت حکمفرماست [١] و اشیاء همان طوری که رابطهای با گذشته خود دارند که آنها را میراند، رابطهای با آینده دارند که آنها را به سوی خود میکشاند. البته مقصود این نیست که علت فاعلی و غایی از یکدیگر جدا هستند مثل دو انسان که یکی از جلو بکشد و دیگری از پشت براند، بلکه به این معنی که در خود فاعل غایت نیز مستتر است ..
در اصل علت غایی این نکته را باید در نظر بگیریم که یک نوع انتخاب وسیله در کار است، به عبارت دیگر انتخاب یک راه میان چند راه در کار است ..
باز این نکته را باید در نظر بگیریم که نقطه مقابل هدفی بودن و نظم غایی داشتن طبیعت، تصادفی بودن است. تصادفی بودن یعنی صدفه و اتفاق را معمولًا در دو مورد به کار میبرند: یکی در مورد علت فاعلی که البته چنین قولی طرفدار ندارد و هیچ فرد مادی طرفدار آن نیست، و یکی به معنی علت غایی نداشتن و منظور نبودن نتیجه در ذات فاعل که البته مادیین منکر نظم در عالم به این معنی هستند. به عقیده آنها تمام انتظامات جهان معلول تغییرات تصادفی است، مثلًا دندان به عقیده آنها یا پستان در پستانداران یا پردههای چشم در حیوان، پیدایش همه آنها معلول تغییرات تصادفی است.
پس محل بحث معلوم شد.
[١] این جهت با اصل هدایت مربوط میشود نه با اصل نظم.