یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢١٢
١٢. از آنچه بیان شد معلوم شد که آنچه در برخی کتب آمده است که مثلًا زنبور عسل چون محکوم غریزه است مجبور است و قضا و قدر او حتمی است و اما انسان چون مختار آفریده شده قضا و قدر او غیر حتمی است، درست نیست. البته در انسان امکاناتی هست که در زنبور عسل نیست، انسان انواعی قضا و قدر دارد که زنبور عسل ندارد [١]. اگر مقصود از قضا و قدر غیر حتمی این است که عمل انسان خارج است از نظام ضروری و وجوبی عالم، درست نیست و اگر مقصود این است که فقط در انسان امکانات متعدد است، جواب این است که در همه حوادث کونی از قبیل روییدن گیاه و حرکات غریزی و ارادی حیوان از آن جمله اعمال غریزی زنبور عسل امکانات متعدده وجود دارد واختصاص به انسان ندارد. چیزی که هست در انسان امکانات و شأنیاتی هست که در زنبور عسل و غیره نیست ..
١٣. آیا ما دو نوع قضا داریم: قضاء قابل تبدیل و قضاء غیرقابل تبدیل [٢]؟ جواب این است: آری، آنچه ابداعی است قضاء غیر قابل تبدیل است. در اصول کائنات نیز قضا و قدر غیرقابل تبدیل است مثل اصل اینکه هر حادثی لازم است مسبوق به ماده و مدت باشد و
[١] به عبارت دیگر اگر مقصود این باشد که عامل بودن زنبور برای کار خود قطعی است برخلاف انسان زیرا زنبور مختار و آزاد نیست در کردن و نکردن، مجبور است بکند آنطور که قلب مجبور است که بتپد اما انسان دارای مشیت و اراده و اختیار است، اگر بخواهد بکند میکند و اگر نه نه. جواب این است که بعد از دقت معلوم میشود که در انسان قوه و استعداد انتخاب فعل و انتخاب ترک، هر دو هست برخلاف زنبور عسل. در انسان این قضا هست که اگر بخواهد میکند و اگر نخواهد نمیکند و باز این قضا هست که اگر چنین بشود میخواهد و اگر چنان بشود نمیخواهد ولی زنبور عسل اینطور نیست که اگر بخواهد بکند، زیرا علی الفرض فعل او مستند است به غریزه نه به اراده و در او فقط استعداد فاعلیت است نه تارکیت، آنهم به نحو یکنواخت و ثابت و به هر حال هر دو محکوم قضاء حتمی و قطعی و وجوبی میباشند.[٢] چنانکه قبلًا گفتیم معنی قضاء حتمی و غیر حتمی همان قضاء قابل تبدیل و غیرقابل تبدیل است، دو مطلب نیست.