یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢١٠
شأنیتهای مختلف وجود ندارد، به خلاف کائنات [١]. از این رو میتوان گفت در کائنات انواع قضا و قدرها هست. مقضی و مقدّر است که اگر [شخص] گلوله به مغز خود شلیک کند کشته شود و اگر نکند نه. مقضی و مقدّر است که اگر زیاد بخورد بیمار شود و اگر نه نه.
مقضی و مقدّر است که اگر در محیط طاعونی بماند گرفتار طاعون شود و اگر از آنجا خارج شود نجات یابد. پس انواع قضا و قدرها هست، یعنی انواع تحتّمهای تعلیقی و تقدّرهای تعلیقی از برای یک شیء هست و در حقیقت در این گونه موارد دو قانون و ناموس قطعی است و خود آنها قضا و قدر لازم و حتمی هستند. هر قانون کلی در طبیعت یک قضاء حتمی است. از این رو صحیح است گفته شود که انسان از قضا و قدری به قضا و قدری فرار میکند و پناه میبرد [٢] مثلًا بیمار که دوا میخورد، از قضا و قدری به قضا و قدری پناه میبرد. همچنین مذنب که توبه میکند و مکلّف که عمل میکند و مصلح که اصلاح میکند و مبلّغ که دعوت میکند و مستمع که تبلیغ را میپذیرد، و البته خود این فرار کردن و پناه بردن نیز به قضا و قدری است یعنی تحت تأثیر برخی علل و معلولات است ..
پس معلوم شد که تعدد قضا و قدرها به واسطه دو اصل و دو مقدمه است: یکی اینکه قضا و قدر به هر چیزی که تعلق میگیرد از طریق مبادی و علل وی تعلق میگیرد نه بلاواسطه [٣]، قضا و قدر یک شیء عین قضا و تقدیر علل وی است. دیگر اینکه برخی از امور امکان و شأنیت وجود و امکان و شأنیت عدم علی السویه دارد و از لحاظ امکان وجود نیز دارای نوعی واحد امکان و نوعی واحد وجود نیست، بلکه به اصطلاح امکانات متضاعفی دارد.
[١] آنجا که پای شأنیت و «اگر» بیاید، حکومت قانون و ناموس بر او راه پیدا میکند.[٢] و هم از این روست که دعا قضا را برطرف میکند: الدعاء یرد القضاء ولو ابرم ابراماً و همچنین صدقات رد میکند قضا را. البته رد دعا و صدقه قضا را، به قضاء الهی است. این نیز نوعی فرار از قضایی به سوی قضایی به قضایی است.[٣] رجوع شود به نمره ٢٠.