مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - نقش انبیا و دین در تکامل تاریخ
مسئله اصلاح خود، اصلاح نفس خود، تزکیه خود، اسیر مطامع و شهوات نفسانی خود نبودن، اسیر خصلتهای حیوانی پست خود نبودن را مطرح میکند که تا انسان از ناحیه اخلاقی تکامل پیدا نکرده باشد یعنی تا از درون خودش، از حیوانیت خودش رهایی پیدا نکرده باشد امکان ندارد که در رابطهاش با انسانهای دیگر حسن رابطه داشته باشد یعنی بتواند از اسارت انسانهای دیگر رهایی یابد یا خودش انسان دیگر را به اسارت خود در نیاورد.
پس در واقع ما در چهار قسمت بحث کردیم:
١. رابطه انسان با طبیعت: پیشرفت کرده است، به همان معنا که عرض کردم.
٢. روابط ساختمانی و تشکیلاتی اجتماع، که انسان از نظر ساختمان اجتماع و تشکیلات اجتماعی پیشرفت کرده است.
٣. حسن رابطه انسانها با یکدیگر که معنایش معنویت انسان است و حقیقت انسانیت انسان به آن وابسته است. تردید است که آیا پیشروی کرده است یا نه، ولی در اینکه به موازات آنها پیشروی نکرده است شکی نیست. بحث در این است که اصلًا پیشروی کرده است یا هیچ پیشروی نکرده است.
٤. رابطه انسان با خود انسان که نامش اخلاق است.
نقش انبیا و دین در تکامل تاریخ
آیا انسانِ امروز از حیوانیت خودش بیشتر فاصله گرفته و واقعاً ارزشهای انسانی در او تحقق یافته است یا انسانهای دیروز؟ به عبارت دیگر تکامل انسان در ماهیت انسانی خودش چه صورتی دارد؟ این قسمت است که نقش انبیا را در تکامل تاریخ روشن میکند. انبیا در تکامل تاریخ چه نقشی داشتهاند و چه نقشی در آینده خواهند داشت؟ دین در گذشته چه نقشی داشته است و در آینده چه نقشی خواهد داشت؟ از همینجا میتوانیم نقش دین در گذشته را به دست آوریم، نقش دین در آینده را هم کشف کنیم و از روی قرائن علمی و اجتماعی حدس بزنیم که آیا بشر در آینده برای تکامل خود نیاز به دین دارد یا ندارد؟ چون هر چیزی بقا و عدم بقائش تابع نیاز است. قرآن این اصل را به ما گفته و علم هم تأیید کرده است. قرآن میگوید: