مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥ - اشتباه جهان امروز
میکند، میگوید از اول به افراد بشر اینجور تعلیم و [آنها را اینگونه] تربیت کنید، مرتب بگویید به آزادی یکدیگر احترام بگزارید، دیگر بعد به آزادی همدیگر احترام میگزارند. مگر چنین چیزی ممکن است؟!
داستان گربه تربیت شده
عیناً همان داستان معروف تربیت گربه و آن پادشاه و وزیر را به یاد میآورد که پادشاهی با وزیر خودش همیشه بحث داشت درباره اینکه عامل تربیت چقدر در روح مردم مؤثر است. وزیر میگفت: بعضی از افراد را نمیشود تربیت کرد، او میگفت: خیر، همه را میشود تربیت کرد. تا اینکه برای آنکه وزیر را محکوم کند دستور داد گربهای را تعلیم و تربیت کردند. وقتی سر سفره میآمد شمعی به دست او میدادند. گربه گرسنه در مقابل غذا مینشست، آن بوی غذا هم به شامّهاش میرسید، معذلک تکان نمیخورد، این شمع را به دست میگرفت تا وقتی که حاضرین سر سفره غذایشان را میخوردند. بعد که گربه را خوب تربیت کرد وزیر را طلب کرد. وزیر آمد. او را در سر یک سفره نشاند در حالی که گربه شمع را در دستش گرفته بود. وزیر در عین حال روی حرف خودش اصرار میورزید، گفت گول این عمل را نباید خورد، گربه گربه است، گربه مادامی که گربه است هرگز تربیت نمیپذیرد و نمیشود به این تربیت او اعتماد کرد. تا در جلسه دیگر سر سفره حاضر شد. ولی وزیر با خودش چند تا موش آورده بود، یعنی همان شکار گربه، همان چیزی که گربه عاشق اوست و نه تنها گوشتش را دوست دارد مثل گوشتهایی که سر سفره است، بلکه اصلًا به او عشق میورزد و لهذا وقتی که موش را میگیرد مدتی با آن ور میرود و بازی میکند، سر جنازه او رقص و خوشحالی میکند. شکار و صیدش است؛ غیر از مسئله خوراک مسئله دیگری مطرح است. این دفعه که گربه را سر سفره آوردند و شمع به دستش دادند، در وسط کار یکمرتبه وزیر موشها را رها کرد وسط سفره. چشم گربه که به موشها افتاد شمع را انداخت و شروع کرد به دویدن دنبال موشها. وزیر گفت: نگفتم؟
اشتباه جهان امروز
جهان امروز از طرفی ارزش انسان را پایین میآورد، اعتقاد به خدا و ایمان به خدا