مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - کعبه و نقش اجتماعی آن
ابن ابی العوجاء گفت: ای اباعبداللَّه سخن گفتی و به چیز غایب و نادیده حواله کردی.
امام صادق علیه السلام فرمود: وای بر تو، چگونه غایب است کسی که شاهد خلق خویش است و به آنان از رگ گردن نزدیکتر است، سخنشان را میشنود، خودشان را میبیند و اسرارشان را میداند؟! این مخلوق است که هرگاه از جایی انتقال یابد یک جا از او پر میشود و جای دیگر از او خالی میماند، و در جایی که تازه رفته از جایی که قبلًا در آن بوده بیخبر است. اما خدای عظیمالشأن، آن فرمانروای جزادهنده هیچ جایی از او خالی نیست و هیچ جایی هم از او پر نیست، و هیچ جایی از جایی دیگر به او نزدیکتر نیست، و آن کسی که خداوند او را با نشانههای محکم و براهین روشن برانگیخت و او را به یاری خود تأیید نمود و برای پیامگزاری خویش برگزید، ما سخن او را در این باره تصدیق میکنیم که پروردگارش او را برانگیخته و با او سخن گفته است.
ابن ابی العوجاء برخاست و به یارانش گفت: چه کسی مرا در دریای این مرد درافکند؟ من از شما خواستم که برایم شرابی سرخوش کننده فراهم آورید و شما مرا در شعله آتش افکندید! گفتند: راستی که در مجلس او بسیار حقیر مینمودی! گفت: او فرزند کسی است که سرهای این کسانی را که میبینید تراشیده است! (یعنی آنقدر بر آنان نفوذ کلام دارد که با آن که سر تراشیدن در عرب ننگ است، به دستور او سرها تراشیدهاند.)]
خلاصه حدیث بالا و همچنین بیان نهجالبلاغه که قبلًا نقل کردیم این است که خداوند به این وسیله میخواهد تسلیم و تعبد بنده را ظاهر کند.
این مسئله را باید طرح کرد که درست است که هر دستوری مصلحتی دارد که عقل احیاناً در مییابد، ولی آیا اگر انسان دستوری را فقط به حکم تعبد و تسلیم بجا آورد اقرب به عبودیت است یا اگر حکمت آن را بفهمد؟ البته اگر به حکم تعبد و تسلیم بجا آورد و حکمت را احاله کند به امر او، قطعاً اقرب به تعبد و تسلیم است.
اساساً یکی از رموز حج تسلیم تعبدی است و داستان ابراهیم و ذبح اسماعیل (ابراهیم پدر حج است) خود نشانهای از این تسلیم مطلق است.