مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤ - ریشه جنگها از نظر قرآن
در نویسندگان عربزبان پیدا شد که در کتابهای خودشان نوشتند قرآن اصل تضاد طبقاتی را به عنوان اصیلترین اصلها در زندگی بشر میپذیرد. تضاد طبقاتی یعنی تضاد براساس منافع. اصلًا فکر تضاد طبقاتی معنایش این است: او در طبقه برخوردار و مرفّه و قهراً استثمارگر زندگی میکند که منافع را به خودش اختصاص داده است و دیگری در طبقه محروم و قهراً استثمار شده زندگی میکند. موقع طبقاتی او یک نوع تفکر را اقتضا میکند و موقع طبقاتی این، نوع دیگر را. او میخواهد حق خودش را از این پس بگیرد و این میخواهد حق او را به وی ندهد.
شک ندارد تضاد طبقاتی خودش یک حقیقتی است در عالم، خودش در دنیا جنگ ایجاد میکند و مسئله احقاق حق، یعنی جنگ برای استیفای حقوق از دست رفته، اصلی است که اسلام کاملًا آن را به رسمیت میشناسد. لایحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ الّا مَنْ ظُلِمَ [١]؛ اما قرآن هرگز تمام تضادها را محدود و منحصر به تضادهای طبقاتی نمیکند یعنی تحلیل تاریخی قرآن از جوامع بشری بر این اساس نیست که هرچه جنگ و کشمکش و تنازع در دنیا بوده ریشه طبقاتی داشته است.
عرض کردم مسئله تضاد را قرآن میپذیرد. بهترین دلیلش این است که میگوید ابتدا که ما خواستیم آدم را بیافرینیم فرشتگان که قسمتی از حقیقت را میدانستند مسئله تضاد و تنازع و خونریزیها را مطرح کردند ولی خدا گفت چیز دیگری هست که شما نمیدانید: انّی اعْلَمُ ما لاتَعْلَمونَ. خدا حرف آنها را نفی نکرد و نگفت این حرفها چیست که میزنید! این موجودی که من خلق میکنم ابداً فساد و خونریزی و جنگ نخواهد کرد، شما دارید شهادت قبل از وقوع میدهید، بلکه گفت حقیقتی هم وجود دارد که آن حقیقت را شما نمیبینید.
ریشه جنگها از نظر قرآن
پس اصل تضاد و خونریزی و جنگ افراد بشر با یکدیگر، اصلی است که قرآن آن را پذیرفته است. میگوید: وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْارْضُ [٢] اگر نبود اینکه خدا به وسیله بعضی از افراد مردم جلو بعضی از افراد دیگر را میگیرد- یعنی
[١]. نساء/ ١٤٨.[٢]. بقره/ ٢٥١.