مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - سخن هابز
بود.
بشریت این جور است. شما اگر حساب بکنید، میبینید آنچه که بشرِ آزادی از دست داده برای به دست آوردن آزادی برای خودش تحصیل کرده، بشرِ آزادی سلب کننده همانها را به صد درجه قویتر تحصیل کرده است. اگر تشکل را در نظر بگیرید، تشکل آنها خیلی بیشتر است؛ وحدت و اتحاد را در نظر بگیرید، اتحادشان خیلی قویتر است؛ وسیله را در نظر بگیرید، وسیلهشان خیلی بیشتر است. شما الآن اگر بزرگترین احزاب ملی دنیا را با تمام تأسیساتشان در نظر بگیرید میبینید در مقابل دستگاه جاسوسی سیا یا اینتلیجنت سرویس صفر است و چیزی نیست. تمام قدرتها و امکانات را، حتی قدرتهای تبلیغاتی، در اختیار خودش گرفته که باز بشر میبیند فاصله فردِ آزادی از دست داده با فردِ آزادیسلبکننده به همان نسبتی است که در قدیم بود بلکه صد درجه بالاتر. یک کاری هم علاوه شده است و آن کار علاوه این است:
اوج نفاق در بشر امروز
از مختصات بشر نفاق است. انسان در مقابل حیوانات مختصاتی دارد. انسان را حیوان ناطق میگویند. ناطق بودن یکی از مختصاتش است؛ مختصات زیادی دارد.
یکی از مختصات بشر در مقابل حیوانات نفاق است. نفاق یعنی- به اصطلاح عوامانه- جوفروشی و گندمنمایی، در زیر کاسه نیمکاسهای داشتن. این از خواص بشر است. پیغمبر اکرم فرمود: انّی لااخافُ عَلی امَّتی مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِکاً ... وَ لکنّی اخافُ عَلَیکمْ کلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ [١]. فرمود من از مؤمنها بر اسلام بیم ندارم، از کافرهای صریح هم بر اسلام بیم ندارم ولی از منافق بر اسلام بیم دارم.
نفاق در عصر ما به اوج خودش رسیده است.
سخن هابز
یکی از فلاسفه معروف اروپا در قرن هفدهم به نام هابز- انگلیسی است- یک فلسفه سیاسی دارد، کتابهایش به فارسی هم ترجمه شده است، مقایسهای میکند میان
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٢٧.