مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - نفاق، از مختصات انسان
حیوانات کسی نشان نداده است که حیوانی رسماً بگرید. انسان میخندد. راجع به خنده هم گفتهاند از مختصات انسان است. بعضی ادعا کردهاند که برخی از حیوانات میخندند، ولی گویا ثابت نشده است.
نفاق، از مختصات انسان
یک چیزی که میشود آن را از مختصات انسان شمرد که حیوان دیگری ندارد یا لااقل مثل انسان ندارد و اگر دارد یک درجه بسیار ضعیفی است، نفاق است.
حیوانات اینگونه هستند که هرچه در درونشان هست همان در ظاهر و بدنشان تظاهر میکند. یک حیوان خشمناک میشود، قیافهاش هم خشمناک است. اگر روحش خشمناک شد، در چشمها و صدایش هم شما خشم را میبینید. وقتی یک سگ میخواهد به صاحبش اظهار مهربانی کند، آن مهربانی در چهره و قیافهاش، در بدنش و در حرکاتش هم ظاهر میشود. حیوان به یک طعمهای رغبت دارد، آثار این رغبت در ظاهرش پیداست. به یک چیزی بیرغبت و بیمیل است، همان بیمیلی در ظاهرش پیداست؛ یعنی نمیتواند درونش یک جور باشد برونش جور دیگر.
ولی انسان، این موجود دو پا، عجیب است. این قدرت برای انسان هست که در دلالت تظاهرات ظاهری نسبت به حالات درونی خودش تصرف کند؛ یعنی نسبت به یک کسی منتهی درجه خشم داشته باشد ولی برای اینکه او را بفریبد تظاهر به محبت و مهربانی کند و قربان صدقهاش برود؛ یک چهره خندان، یک لبهای متبسم و یک چهره خیلی گلگونی نشان بدهد که اساساً طرف تصور نکند که این دشمنش است. دشمن است ولی میتواند دوستی نشان بدهد. خشمناک است مهربانی نشان میدهد. به یک چیزی منتهی درجه رغبت دارد یک قیافه تنفرآمیزی میگیرد، برای اینکه دیگری اشتباه کند. به یک چیزی فوقالعاده مایل است تظاهر به بیمیلی میکند، یا بیمیل است تظاهر به رغبت میکند. این عجیب است. این قدرت در انسان هست که میتواند کتمان بکند و بپوشاند آنچه را که در درون دارد.
البته هر پوشاندنِ آنچه که در درون است عیب نیست. نگویید اگر چنین صفت بدی هست پس فایدهاش چیست؟ آیا لغو است در انسان؟ نه، خود این قدرت برای انسان کمال است که انسان بتواند بر روی منویات خودش پردهای بکشد ولی همیشه پرده کشیدن اغفال دیگران و نفاق نیست. مثال ذکر میکنم: ما در فارسی خودمان